10th
DEC

خانه خانم جان

Posted by M. 4Gani under Blog, Rooti:

خانه خانم جان دارای يک شاه ‌نشین در جبهه جنوبی، دو حیاط اندرونی و بیرونی وهفت اطاق که  دو تا از انها  تودر توبود
اتاق شاه ‌نشین يا هفت دری يا اُرُسی دارای شیشه‌کاری بود این شیشه‌کاری‌ها روی هفت لنگه در جلو بود. ارسی و اطاقها گچ بری و بعضي از انها بخاری گچ بری داشتند. دالان, سرداب (زیرزمین), حوضخانه, مطبخ, دوتا چاه آب و منبع و يک طويله

برای وارد شدن به خانه یک هشتی بود، هشتی مسقف است ودو تا سکودو طرف ان بود که به انها پيرنشين هم مي گفتند

خانم جان وقتی میخواست سر گنجشکى يا کباب شامي بپزد, بايد گوشت را در هاون سنگی  می کوبید.  من و بقيه هم کمکش مي کوبيدم. کوکو را تو يک چيزي مثل لگن درست مي کرد و بالا و پايين اونو اتش و زغال ميريخت

محله

هر محله ای برای خودش  قبرستا ن داشت و چهارسوق هم دو سه تا قبرستان دور و برش داشت. در ضمن هر محله دو تا سه تا ديوانه داشت
تفریح هاى ما عبارت بود از فالگیر,  درویش,  جن گیر, تخت فولاد  و ختم انعام و سفره ابولفضل  و معرکه گير – رمال و عمر عمرو ,  روضه عمر و تعزیه و دسته سينه زنى, دويدن دنبال سگهای ولگرد و گربه ها و اینها
بعضي وقتها زنها هم جمع مى شدند مسجد لنبان آش نذرى درست ميکرديد. سر کتاب باز مي کردن – دعانویسی، طلسم نویسی، باطل السحر و عريزه مينوشتند

جشن تولد نبود ولى عروسى ۳ روز ادامه داشت و اشپز مى امد و غوغايى بود

همه جا و هم در چهارسو گدا,  ذغال و نفت  فروش ، دل و قلوه ای ، گوسفند فروش ، کهنه چین ، سلمانی دوره گرد، فالگیر و دعا نویس و زالو انداز و قهوه چی بود . یک سقاخانه هم اول خيابان شاه بود. عطاری حاج اسماعیل هم  ﺍﻭﻝ خیابان زاهدی بود

اصفهان لوله کشی فاضلاب نداشت و يک کسى با الاغ چاه های فاضلاب مردم را خالی میکردند وبه آنها کنّاس يا پيتى يا پيت کش میگفتند. آن وقت ها چاله کم عمقی درست می کردند که قسمتی ازآن می آمد توی کوچه و پیت کش ها می آمدند آن را خالی می کردند. چاه عمودي مي رفت پايين و خونه هاى بزرگ اون پايين هم يک دخمه ميزدند وبزرگ مي کردند. خيلى هاهم مي افتادند تو اين چاها

از آنجا که خاک اصفهان سفت بود و این چاهها زود به زود پر میشد یکی از دغدغهاي خانم جان این بود که مبادا چاه پر شود و بعد مصیبت مي شد. پيت کش يک الاغ داشت با دو پیت حلبی که از دو طرف روی پالان الاغ اويزان کرده بود و پول مى گرفت و چاها را خالى ميکرد. زمان مادرجون پيت کش بايستي پول ميداده و چاه را خالي مى کرده.  واز اين رو پيتى شبانه با دستمال فاضلاب را ميدزديدند

کسانى که تو کوچه داد ميزدند
چاه خالى ميکنيم, آب حوض ميکشيم,  برف پارو مي کنيم, نمکى

زمستان که می شد گل بود و مردم برف پشت بام ها را پارو می کردند می ریختند توی کوچه

4th
DEC

شجره نامه فاميل شاه سياه

Posted by M. 4Gani under Blog, Rooti:

شجره نامه وخاندان فاميل شاه سياه

 تغيير فاميل به چهره گشا و یا شهند

معنی کلمه شاه سیاه در لغت نامه دهخدا , مترادف و متضاد و هم آوا کلمه شاه سیاه و شاه سیاه  لقبی بود که مخالفان آزادی به سیدعبداﷲ بهبهانی داده بودند

ویکی‌پدیا:

سید عبدالله بهبهانی (۱۲۱۹ نجف – ۲۵ تیر ۱۲۸۹ تهران) از مجتهدان شیعه و رهبران جنبش مشروطه ایران بود. وی بلافاصله پس از برقراری مشروطه  قدرت بسیاری یافته بود به‌ طوری‌ که عملاً مانند یک شاه بر کشور حکومت می‌کرد و افرادی که می‌خواستند در ایالت و ولایات به مقامات مهم کشوری و لشکری برسند یا در پایتخت پست‌های وزارت و صدارت را احراز کنند به وی مراجعه می‌کردند و به همین جهت و با توجه به رنگ چهرهٔ تیره‌اش نزد عموم مردم به شاه سیاه معروف شده بود

خانه سید عبدالله بهبهانی، مانند خانه وزراء و محل رفت‌وآمد ارباب حاجت است و بالجمله وضع آقا سید عبدالله را در خرج فوق‌العاده و بی بند و باری زندگی، جز به کارهای بی بند و بار میرزا علی اصغر خان امین السلطان، به چیز دیگر نمی‌توانم تشبیه کنم. چند کالسکه و درشگه نگاه داشته، چهل اسب در سر طویله اش بسته می‌شود. پسران متعددش هر یک زندگانی وسیع و اسباب تجمل بسیار و خرج فراوان دارند. معلوم است این اداره وسیع لااقل در ماه چند هزار تومان خرج دارد و از کجا می‌رسد در صورتی که عایدی معینی ندارد و تمام را باید از اینجا و آنجا به دست آورد.
بهبهانی در یکشنبه ۲۵ تیر ۱۲۸۹ در منزل خود به دست سه نفر کشته شد. کسروی قاتل او را از دسته حیدرعمواوغلی می‌داند که به دستور حسن تقی‌زاده این کار را کرد

:نتيجه

به نطر من شاه سیاه يعني خدمتکاره شاه و اين يک  فاميل نيست بلکه يک لقب است و هر چه دهخدا گفته و هر کس کپى کرده تو ویکی‌پدیا من کارى ندارم . بنده مستند مى‌کنم به حرفهاي سلطنت خانم و سرور اقا که گفت نياکان ما در دربار کار ميکردند. لازم به تذکر است که از قوم شاه سياه هيچکدام سيد به عبارتى نياکان عرب ندارند  والسلام

حالا اگر فاميلت شاهسياه بگرد جدتو پيدا کن . نتونستي بنويس به من تا نمردم

خانه خانم جان

سالها تمامی شمسي می باشد

چند کلمه در مورد ميرزا جواد وزير از کتاب تاریخ روضه الصفا ناصرى جلد ۱۰

ذکر حرکت اعليحضرت شاهنشاهی  (محمد شاه) از دارالسلطنه طهران به جانب اصفهان
چون در هنگام عزیمت یورش خراسان حکومت اصفهان به حکم شاهانه به فضلعلی خان قراباغی (امیرتومان) که از اعاظم چاکران معتبر و دلیران نامور نایب السلطنه مغفور بود مفوض افتاد، پس خسرو خان گرجی احضار شد
در غیبت موكب ظفرکوکب که به تطويل انجامیده بود، بعضی فتنه جویان در ایران به تفتن می کوشیدند و از خارج و داخل رخنه و ثلمه در حدود و ثغور این ممالک می خواستند، جمعی از اشرار اصفهان نیز در این ایام سر به فتنه و شرارت برآورده بودند فضلعلی خان بیگلربیگی میرزا جواد وزیر مالیات دیوان اصفهان را که محرک اشرار بود به قتل آورد  سال 1837,۱۲۱۶  و بعضی از  مفسدین را در میدان نقش جهان بکشت

در ضمن بدونيد که تاریخ روضه الصفا ناصرى مملو از دروغ و اغراق است

اصفهان با ۲۰۰.۰۰۰ نفر پر جمعیت ترین شهر ایران بود


Download  (فاميل شاه سياه)

 

لوطیان و نقش آنان در آشوبهای اصفهان بین سالهای 1203 تا  1227  برابر با 1824 تا 1849 م

اجتماع لوطیان در دوره قاجار به ويژه در آشوبهای شهر اصفهان است.
آشوبهايی که منجر به لشکرکشی فتحعلیشاه  1203  محمدشاه 1216 و ناصرالدينشاه به اصفهان 1227  شد

لوطیان چه کسانی بودند و چه پیشینه و جايگاهی در جامعه قاجار داشتند؟
در شورشهای اصفهان چه نقشی داشتند؟
ونقش و کارکرد آنها در اين شورشها چه بود؟

در دو ره قاجار گروهی از معرکه گیران مانند، مارگیران، رسنبازان، طاسبازان، میمون بازان، شعبده بازان و آوازه خوانها و نوازندگان با عنوان لوطی نام برده میشد

فتحعلیشاه 1203  برای تنبیه اهل اصفهان و کشتن الواط و سیاست اشرار به اصفهان آمدند … لنبان را خراب و ويران کرده و حاجی هاشم خان را با دويست نفر از بستگان، چه کشتند و چه بیخانمان کردند …  ولی باطناً برای گوشمال يکی از علمای بزرگ آن عهد بود که زياده از حد اعتدال، به کار سلطنت دخل وتصرف میکرد
از نتايج اين لشکرکشی سرکوب لوطیان لبنانی، عزل عبدالله خان امین الدوله از صدارت و برکناری فرزندش از حکومت اصفهان است
فتحعلیشاه نیز که چندان به فکر خشکاندن ريشه اين حوادث نبود به فکر تاراج غنايم بود؛ به طوری  بعد از ورود به اصفهان، حاجی هاشم خان را مأخوذ داشته از هر دو چشم نابینا ساخت و فرمود چون امین الدوله در تأديب حاجی هاشم خان مسامحت کرد، اگر خواهد از محل خود ساقط نشود 50.000
تومان زر مسکوك به خازنان حضرت سپارد
فتحعلیشاه پس از عزل امین الدوله، شاهزاده محمدمیرزا را به حکومت اصفهان منصوب کرد و او را سیف الدوله لقب داد و يوسف خان گرجی را در خدمت سیف الدوله شاغل خدمت کرد
فتحعلیشاه در سال 1213 در اصفهان درگذشت و اين در حالی بود که در اواخر عمرش برخی از لوطیان اصفهان به سرکردگی رمضان شاه به غارت شهر پرداخته بودند
در اواخر حکومت فتحعلیشاه ،آشوبها و ناامنیهايی در اصفهان، به ويژه از ناحیه لوطیان، در شهر ايجاد شد. محمدشاه سیف الدوله حاکم را عزل و خسروخان گرجی را به حکومت اصفهان منسوب کرد. او ازرجال مهم و با نفوذ دوره فتحعلیشاه و محمدشاه بود

خسروخان چندان مايل به جلب نظر بزرگان محلی به ويژه روحانیون نبود . خسروخان گرجی حاکم اصفهان چند فقره شفاعت علمای شهر را قبول ننمود مردم بر او شوريدند و او را در عمارت هفت دست محصورداشتند
سید محمد باقر شفتی در مخالفت با محمدشاه به اتفاق میرمهدی امام جمعه و حمايت لوطیان شهر و لوطیان تحت امر خود علیه خسروخان به صورت آشکار وارد يك مبارزه جدی شدند. اورهبری مبارزه را بر عهده داشت

در صفحه ۱۰۱ کتاب «روضات الجنات فی احوال العلما و السادات» اثر «میرزا محمد باقر موسوی خوانساری» اشاره شده که حضرت حجت‌الاسلام (سید محمد باقر شفتی) حد کشتن را در مورد ۹۰ تا ۱۲۰ نفر به دست خود اجرا کرده‌است. محمد علی مدرس تبریزی نیز در صفحه ۲۸ کتاب «ریحانه‌الادب» به همین موضوع اشاره کرده‌است. عباس اقبال آشتیانی  سید محمد باقر شفتی را قسی‌القلب و سنگدل خوانده‌است. نویسنده «قصص العلماء» (میرزا محمد مجتهد تنکابنی) شرح می‌دهد که روزی سید محمد باقر شفتی از یک شاگرد نانوایی می‌شنود که خلافی کرده‌است. وقتی از شاگرد نانوا سه مرتبه مسئله فوق را می‌شنود می‌رود خانه و با شمشیر آخته‌اش برمی‌گردد و درجا «حدود الاهی» را در مورد آن شاگرد نانوا اجرا کرده به سزای اعمالش می‌رساند. این موضوع در صفحه ۱۳۷ کتاب «قصص العلما» آمده‌است

کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه

کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه

محمدشاه بعد از حل موقت مسئله هرات برای سرکوب شورش اصفهان 1216 شخصاً  با شصت هزار قشون و  هشتاد عراده توپ برای تنبیه الواط اصفهان به اصفهان لشکرکشی کرد و برای گوشمال اهل اصفهان چقدرخونريزی کردن و چقدر آدم کشتند
حاج غلامحسین رهبر لوطیهای اصفهان با شديدترين شکل ممکن زير شکنجه کشته شد.
کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه که در زمان حضور محمدشاه در اصفهان بود مینويسد
قطعه های نازك چوب زير ناخنهايش خرد کرده، سپس تمام دندانهای او را کشیده و روی سرش کوبیده بودند
جرائم کم و بیش بزرگ را غالباً با بريدن دماغ، گوش و دست و يا درآوردن چشم  و يا اعدام مجازات میکنند و قسمی را ناخن و دندان میکشید، بعضی را تا نیمه تن در خاك کرده بقسمی که سرشان در زمین فرو میرفت پاهايشان را معلق میداشتند

ﻣﺠﺎزات ﻫﺎي ﻋﺮﻓﻲ ﻣﺠﺮﻣﺎن در ﻋﺼﺮ ﻗﺎﺟﺎرﻳﻪ

سفارت فوق العاده کنت دو سرسی

از مقاله محمدرضا نصیری  / داریوش رحمانیان  / سیدحسین رضوی خراسانی

خسروخان گرجی کى بود?

آندره قایتمازئانتس (معروف به خسروخان گرجی)، زادهٔ تفلیس، ۱۷۸۵ میلادی، درگذشت تهران ۱۸۵۷ میلادی) یک خواجه بانفوذ در دوره قاجار از دوره فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار بود.
خسرو خان در سال ۱۲۱۳، بعد از مرگ فتح علی شاه قاجار و به قدرت رسیدن محمّد شاه قاجار، حاکم اصفهان شد. در زمان حکومت وی مالکین لنجان از پرداخت مالیات امتناع کردند  و خسرو خان نیز بعضی از مضنونین را دستگیر ساخت. عامل تحریک مردم، محمّد ابراهیم درچه‌ای از کدخدایان لنجان بود که در زندان خسرو خان در گذشت. زندانی بعدی آقاشفیع از سرشناسان نجف آباد و از معتمدین شهر بود. والی وی را با وساطت اشخاص معتبر نیز آزاد نکرد. خویشاوندان آقاشفیع که می‌ترسیدند او به سرنوشت محمّد ابراهیم دچار شود، آشوب و اغتشاش به راه انداختند و مأمورین دولت و اخلالگران با اسلحه به جان هم افتادند. فرخ خان فرستادهٔ تام الإختیار محمّد شاه که برای حل مسئله آمده بود، ضلاح را در عزل خسرو خان دیده و به جای او فضل علی خان قراباغی را حاکم اصفهان نمود.  پولاک که خود خسرو خان را دیده است می‌نویسد: «خسرو خان که متناوباً حکومت یزد، کردستان و قزوین را داشت، از نظر جسمی ممتاز بود و از وی داستان‌ها و ماجراها در سراسر مملکت بر زبان هاست». او تا سن ۱۶ سالگی مسیحی بود و به عنوان اسیر جنگی به ایران آورده شده بود.

خسرو خان گرجي از رجال معتبر دوره فتحعلي شاه و محمد شاه است. هموست كه اسباب و اثاثه خاصه پادشاهي را از علي ميرزا ظل السلطان گرفت و به نزد محمد شاه برد و به حكومت اصفهان نايل شد و با قدرت به حكومت پرداخت و چون توصيه علما را نمي‌پذيرفت در سال شمسی۱۲۱۶ اهالي اصفهان بر ضد او شورش كردند و او را در عمارت «هفت دست» اصفهان محصور ساختند. محمد شاه براي رفع غائله فرخ خان پيشخدمت خاصه (امين الملك بعدي و امين الدوله بعدي) را به اصفهان فرستاد و او اظهارنظر كرد كه بايد خسرو خان احضار شود. دولت نيز پذيرفت و تا ورود حاكم جديد، خود فرخ خان امور اصفهان را اداره كرد. خسرو خان در سالهاي مختلف حكومت‌هاي گيلان، كردستان و قزوين را نيز بر عهده داشته است.
(خلاصه‌اي از شرح حال خسرو خان از كتاب چهل سال تاريخ ايران 596/ 2). درين نامه اشاره محمد شاه به حكومت وي در اصفهان است.
. فضل علي خان قره‌باغيی (امیرتومان) از رجال دوره سلطنت فتحعلي شاه و محمد شاه و ناصر الدين شاه است كه در سال شمسی ۱۲۱۶ پس از عزل خسرو خان گرجي، حاكم اصفهان شد و چون نتوانست به كارها سروسامان دهد و از بي‌نظمي جلوگيري كند، در سال ۱۲۱۸ از حكومت عزل و منوچهر خان معتمد الدوله به جاي وي منصوب گرديد. (شرح حال رجال ايران 108/ 3)

علمای اصفهان اختلاف زیادی با «منوچهرخان معتمدالدوله گرجی»، حاکم وقت اصفهان داشتند و او را فردی ظالم می‎پنداشتند. در نتیجه سال ۱۲۱۶، با به دست آمدن بهانه‎ای، ضدش شورشی تدارک دیدند تا به‌زعم خود از شرش خلاصی یابند. شورش در شکل محاصره عمارت هفت‌ دست اصفهان که محل سکونت حاکم بود متجلی شد و به سرعت به هدفش یعنی برکناری حاکم نائل آمد.
نامه مک‌نیل – تحریک سیدمحمدباقر شفتی توسط انگلستان
اگرچه موفقیت در این قضیه اعتماد به نفس علما را بالا برد و مسلما در آینده بر شدت دخالت آنها در امور حکومتی می‎افزود، به نظر نمی‎آید آنها نفع و انگیزه‎ای پس از برکناری منوچهرخان در ادامه یافتن شورش و سلب امنیت داشتند. اما می‎توان گفت آنها به تبعات قدرتنمایی خود که آشکارا سیطره دولت مرکزی را به چالش می‎کشید، آگاه نبودند. در نتیجه وضعیتی به وجود آمد که لوطیان شهر اصفهان که پیش از این نیز بارها تمایل به شهرآشوبی نشان داده بودند، کار را دست گرفته و به شورش ادامه دادند. این شورش دهشتناک که طی آن اموال و نفوس بسیاری از اهالی اصفهان تلف شد، تا سال شمسی ۱۲۱۸ که محمدشاه فراغتی برای یکسره کردن کار اصفهان پیدا کرد ادامه یافت و لوطیان عملا اداره شهر را به دست گرفتند. اینکه سرکردگان لوطیان توسط انگلستان تحریک و تطمیع شده بودند تا خیال دولت را از تصرف هرات دور کنند، قابل اثبات نیست اما نامه مک‌نیل به «سیدمحمدباقر شفتی» در ابتدای جنگ هرات، باعث شده برخی گمان برند حجت‌الاسلام به سبب اختلافات عمیقش با شاه و صدراعظم وقت، با انگلستان تبانی کرده و ضد لشکرکشی شاه، توطئه‌چینی می‎کرد. از آنجا که هدف انگلستان جلوگیری از مسخر شدن هرات توسط قوای ایران بود، نمایندگانش تلاش کردند از اختلافات بین دربار و سیدمحمدباقر شفتی استفاده و با کشاندن سید به طرف خود لشکرکشی شاه را بی‌اعتبار کنند. در این راستا مک‌نیل نامه‎ای از زنجان برای شفتی نوشت و براهین انگلستان ضد لشکرکشی به هرات را مطرح کرد.


آیینه‌خانه و کاخ هفت دست در سال ۱۲۷۰ شمسی به دستور ظل السلطان، حاکم نالایق  قاجار اصفهان تخریب شد. بعدها بخشی از محوطه در خیابان قرار گرفت و در بخش دیگری کارخانه نساجی وطن احداث گردید و که پس از تعطیلی این کارخانه تبدیل به منطقه مسکونی گردید و نام پارک آیینه‌خانه و خیابان هفت‌دست همچنان بر آن باقی است. کاخ هفت دستی که این دیوانه ویران نمود از چنان عظمت و شکوهی برخوردار بود که در تاریخ اوصاف شگفت انگیزی با خود دارد که یک نمونه از این نوشتار، از «جابری انصاری» است که در کتاب «تاریخ اصفهان» درباره عظمت کاخ هفت دست می نویسد: «هفت‌دست عباسی که امروزه زمینش کارخانه نساجی وطن  شده، ایوان مدائن و کاخ خورنق و سدیر، کفش انداز آن نشدی و از بس سنگ و ساروج محکم در آن کار شده، کوهی بود جلو سیل زاینده رود که هزاران سال توفان امواج رودخانه شکستی به بنیانش نمی داد و بیش از بیست هزار زرع زمین با زیر عماراتش بود و گرداگرد صد حجره های تو در تو همه گچ بری و زر اندود، میناکاری استادانه، محیرالعقول، دو حمام زنانه و مردانه داشت، زمین و ازاره ها سنگ مرمر شفاف و حوض هایی از مرمر و سنگ سماق و تختگاه شاه عباس دو ساعت ها چشم تماشاییان را خیره می داشت». تخت شاه عباس دوم در این کاخ بر روی تخت سنگی بزرگ مرمری مانند آیینه صیقلی به طول هفت متر و عرض بیش از سه متر قرار داشته که موج های طبیعی بر جلوه آن می افزوده است.

روزهای تاریک اصفهان در زمان ظلّ سلطان حاکم نالایق اصفهان

مسعودمیرزا ملقب به ظل‌السلطان، فرزند ارشد ناصرالدین شاه قاجار در  سال ۱۵ دی ۱۲۲۸  ش به دنیا آمد. وی سه سال از مظفرالدین شاه بزرگ‌تر بود وچون مادرش عفت‌السلطنه بود و چون مادرش از زنان عقدی شاه و از دودمان قاجار نبود، به ولایتعهدی منصوب نگشت. مسعود میرزا در ابتدا با لقب یمین الدوله، حکومت مازندران و استرآباد و سپس فارس و اصفهان را به عهده گرفت تا این که لقب ظلُّ السلطان یعنی سایه پادشاه را اخذ کرد. در زمان حکومتش بر فارس، به خاطر ظلم فراوان، عزل شد ولی مدتی بعد به اصفهان رفت و تا 34 سال بعد با ستم حکمرانی نمود. ظل السلطان قشون مجهز و منظمی پدید آورد و با باج گیری و اخذ مالیات‌های سنگین از رعیت، ثروتی افسانه‌ای گرد آورد که به اعتراف خودش، برای ده نسل پس از او کافی بود. وی، املاک مردم را با زور و قهر، غصب و تصرف می‌کرد و شورش‌ها را با سنگدلی سرکوب می‌نمود. در حدود سال ۱۲۵۹ ش که به اوج قدرت رسیده بود، به پشتوانه ارتش محلی خود، اوامر حکومت مرکزی را نادیده می‌انگاشت و در سال ۱۲۶۱ به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که حاضر است در ازای دریافت مقام ولایتعهدی، مبلغ هنگفتی پیشکش نماید. وی اندکی بعد به فکر تصاحب سلطنت افتاد و تا پایان عمر در صدد یافتن آن بود.

در ۱۲۳۹ در 11 سالگی به حکومت مازندران و استرآباد و غیره منصوب شد پس از پایان دوره حکمرانی اش در مازندران، به تهران احضار شد و پس از ورود به پایتخت با همدم الملوک (دختر امیر کبیر) که بعدها به همدم السلطنه ملقب گردید ازدواج کرد و پس از برگزاری مراسم عقد ازدواج به فرمانروایی فارس انتخاب شد
در 17 سالگی ۱۲۵۳ به اصفهان می رود و این مرتبه دوره حکمرانی او تا سال ۱۲۸۶ یعنی سی و پنج سال متوالی ادامه پیدا می کند. ( حکومت اصفهان و بخش‌های زیادی از جنوب و غرب ایران را برعهده داشت) از همان اوان شباب و عنفوان جوانی راه استفاده و یا به اصطلاح آن ایام، دخل و مداخل را خوب می دانست و به جمع آوری نقدینه و جواهر و املاک عشق و علاقه مفرطی داشت و روز به روز بر دامنه سلطه و چنگ اندازی بر املاک حومه   اصفهان می افزود هرچند که هیچ گاه به این آرزوی خویش نرسید.
ظل السلطان افزون بر بیست و یک هزار سرباز در اختیار داشت و اصرار می‌کرد تا وزارت جنگ به او واگذار شود. وقتی که خبر مظالم او به گوش ناصرالدین رسید، شاه قاجار درصدد سفر به اصفهان و بررسی اوضاع آنجا برآمد. در این هنگام ظل السلطان بیمناک به تهران آمد و به شاه و درباریان هدایای نفیس تقدیم نمود. با این همه، شاه پس از مدت کوتاهی، با صدور فرمانی، او را از سراسر قلمرو حکومتی غیر از اصفهان برکنار نمود. او در تمام دوران سلطنت مظفرالدین شاه نیز حاکم اصفهان بود و با مشروطه خواهان به شدت برخورد می‌کرد. از دیگر کارهای جنون آمیز او، تخریب آثار و ابنیه‌های با ارزش دوران صفوی در اصفهان بود تا شاه به این شهر توجهی نداشته باشد و او مطلق‌العنان آن دیار گردد.

ظل‌السلطان در همان جوانی سرسخت و نیرومند و مستبد و در کسب جاه و مال چیره‌دست و مهارت زیادی داشت، چنانچه از نقدینگی و جواهر و املاک و پیشکشی‌هایش به پدر تاجدارش نمونه‌های متعدد تاریخی می‌توان یافت و در ایام حکومت روز به روز بر این سلطه و اموال و املاک اضافه می‌کرد. پارک مسعودیه تهران، باغ نو، باغ حاجی آباد، باغ ابریشم، باغ اکبرآباد، شکارگاه و عمارت قمشلو و ابنیه قهدزیجان و کوجان اصفهان، میل وافر شاهزاده قاجار را به ملک و دارایی نشان می دهد. آنچه مسلم است این است که رعایت حال رعیت و رضایت فروشندگان املاک اهمیت چندانی برای او نداشت.

قحطی بزرگ سال ۱۲۴۹(71-1870م) فاجعه آمیزترین رویداد در تاریخ جدید ایران بود. در زمستان سال  در بخش‌های وسیعی از ایران خشکسال بود و زمستان سال بعد هم فقط در نواحی غرب و جنوب این سرزمین باران بارید. می‌گفتند که نقاطی از کشور در این دو سال یک قطره باران هم به خود ندید. از جمله مناطقی که از خشکسال آسیب سخت دید، خراسان، اصفهان، یزد و فارس بود. در بسیاری از نواحی، دیم کاری حاصلی نداد و محصول زراعت آبی هم در نتیجه کمبود شدید آبهای سطح و تحت الارضی بسیار اندک بود. حتی زاینده رود که معمولاً پر آب بود، خشک شد
مسلمان‌ها حتی به روی اجساد یهودیان ریختند. کالبدها را از قبر بیرون می‌آوردند تا بخورند، و عده ای تا آنجا پیش رفتند که به همین منظور به بچه دزدی پرداختند. در قم هیچ کس جرأت تنها راه رفتن در خیابان نمی‌کرد که مبادا به چنین سرنوشت هولناکی دچار شود. نقل شده است که یکی از خویشان مؤلّف « تاریخ قم» ناپدید شد، و تصور آن بود که چنین بلایی بر سرش آمده است. اراذلی که بیرون شهر قم در کمین بودند، زنهایی را که در پیِ قوتِ لایموت به شهر می‌آمدند به بهانه اینکه می‌خواهند به آن‌ها غذا بدهند، گول می‌زدند و به کناری می‌کشیدند تا آن‌ها را بکشند و بخورند

این قحطی از جهات متعدد تأثیر وخیمی بر اقتصاد داشت. بیش از همه، کشاورزی به سختی لطمه دید. در اصفهان اراضی مزروع در نتیجه خشک شدن رودخانه‌ها، خراب و بایر شد. شماری از زارعان خرده مالک، زمین خود را در عوض محصول به پای مالیات دادند. بعضی دیگر از کشاورزان صاحب زمین برای رهایی از بار مالیات حقوق ملکی خود را به اشخاص معتبر و بانفوذ منتقل کردند. در حوالی قم شماری از دهات ویران ماند و بی صاحب شد، زیرا که مالکان آنجا روستاها را رها کردند و رفتند

  در اصفهان خبر رسید که مقدار زیادی غلّه از شیراز در راه است. این خبر موجب شد که دکان‌ها را باز کنند و قیمت‌ها به سرعت پایین آمد. امام جمعه، رییس روحانی شهر، و رحیم خان رئیس گمرک که دو نفر از معتبران شهر بودند، این وضع را غنیمت شمردند و نقشه ای ریختند. آن‌ها با اعلام در راه بودن غلّه از شیراز و وانمود کردن به مصرف و فروش همه موجودی غلّه خودشان، پنهانی و به وسیله واسطه های خود هر آنچه غلّه که یافتند و توانستند، خریدند و در این حال هم رحیم خان با استفاده از مقام و اختیار خود مانع ورود کاروان غلّه شیراز به شهر شد، و این دو بزرگوار، که اینک بازار را در اختیار و انحصار خود داشتند، قیمت نان را یکشنبه چهارصد درصد بالا بردند .  در اصفهان ( هر روز) چند صد نفر می‌مردند

اصفهان و مشهد که سخت‌تر از همه لطمه دیدند، دست کم یک سوم جمعیت خود را در مرگ و میر یا مهاجرت مردم از دست دادند

درباره رقم کلّ تلفات  در کشور روایات مختلف است.  این رقم را 1/5 میلیون ذکر کرده است. این عده برابر 20 تا 25 درصد جمعیت تخمینی 6 تا 7 میلیونی آن روز ایران است
(حالا برا ۷۲ نفر کربلا بکوب تو سرت)

مرگ ظل السلطان حاکم ظالم اصفهان

 مسعود میرزا در اواخر عمر مدتی را در اروپا گذراند تا این که پس از دچار شدن به اختلال حواس، در دهم تیر ماه ۱۲۹۷ ش در حدود هفتاد سالگی مرد

لشكر كشي به هرات در سال ۱۲۱۶ـ ۱۲۱۷  ، شورش آقا خان محلاتي داماد فتحعليشاه و رئيس فرقه اسماعيليه در سال ۱۲۱۸ ، اختلافات ايران و عثماني بر سر مسائل مرزي و قتل عام نه هزار تن ازشيعيان مقيم كربلا به دست والي بغداد در سال ۱۲۲۱ شورش سالار پسر عموي محمد شاه در خراسان در سال ۱۲۲۵ ، اوجگيري مذهب بابيه در سال ۱۲۲۳ از  وقايع مهم دوران محمد شاه قاجار است .

Coming soon

شاهزاده محسن میرزا یا محمد محسن میرزا ؛ پسر بزرگ و ارشد اولاد عبدالله میرزا متخلص به دارا ، پسر یازدهم فتحعلیشاه قاجار است که یکی از شاهزادگان فاضل این طایفه بوده و ریاست اصطبل خاصه مبارکه و امیرآخوری دربار ناصرالدین شاه را بر عهده داشته است.

ملک منصور میرزا پسر سی و ششم فتحعلیشاه و برادر کهتر ملک قاسم میرزا (مولف روزنامه حاضر) بوده و در سال ۱۱۹۰ متولد شده است . این شاهزاده غالب ایام نزد برادر مهتر خویش به سر می برد و در سال ۱۲۳۹ حاکم ارومیه نیز بوده است . سبیل های بلندی داشته و در آن زمان در داشتن چنین سبیل هایی در میان امثال و اقران خود کم نظیر بوده و غیر از شاهزادگی ، گویا هنر دیگری نداشته است .وی از هر صورت با ملک قاسم میرزا تفاوت بسیاری داشت.

شاهزاده بهمن میرزا پسر چهارم عباس میرزا نایب السلطنه و برادر اعیانی محمد شاه قاجار است که در سال ۱۱۸۹  متولد شد . وی از فضلای شاهزادگان قاجار است و صاحب کتابخانه ای معتبر بوده که پس از پناهندگی او به روسیه به تصرف ناصرالدین میرزا  درآمد. او در سال ۱۲۶۳ در شهر شوشی (پناه آباد)  در سن هفتاد و شش سالگی درگذشت .

شاهزاده یحیی میرزا پسر چهل و سوم فتحعلی‌شاه قاجار است که در سن هفت سالگی به سال ۱۲۰۲ با پیشکاری منوچهر خان گرجی خواجه، ایشیک آقاسی باشی (معتمد الدوله) به حکومت گیلان منصوب شد. یحیی میرزا تا سال ۱۲۱۹ حاکم گیلان بود و پس از یک دوره فترت در حکومت وی، مجدداً از طرف محمد شاه حاکم گیلان شد.

 

چهارسو: اصل اين كلمة چهارسوق ست كه از دو جزء «چهار» (عدد ترتيبي) فارسي و «سوق» عربي به مفهوم بازار تركيب شده است و در تلفظ محلي كلمة چهار سايش يافته و حرف «ق» از كلمة سوق نيز ساقط گشته و «چارسو» گفته مي‌شود و آن ميداني است كه چهاربازار، يعني محل كسب و كار و خريد و فروش به آن ميدان متّصل مي‌شود. اين ميادين معمولاً سقفي گنبدي دارد

چهارسوق شیرازیها: انتهای خیابان شاه
چهارسو كوچك: كه در پايين چهارسو شيرازي ها و در سمت مشرق آن قرار دارد، از چهارسوهاي قديمي به شمار مي‌آيد.

در محلّة بيدآباد سه چهارسو به نام‌هاي عليقلي آقا، بيدآباد و درب شيخ وجود دارد كه چهارسوي بيدآباد در وسط و چهارسوهاي علي‌ قلي‌اقا و درب شيخ در طرفين آن قرار گرفته‌اند.

مسجد آقا میرزا محمد باقر چهارسوقی خوانساری  , مسجد رحیم خان  مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، محله چهار سوق شیرازیها، تقاطع خیابان طالقانی و کاشانی واقع شده
در اين مسجد من آيه قران حفظ ميکردم و پول از آقا اونجا ميگرفتم  (هنوز حفظم) . روز جمعه و ميرفتم باپول سينما

1st
APR

Autofenster geht nicht mehr hoch

Posted by M. 4Gani under Blog, Rooti:

Skoda Fabia Autofenster geht nicht mehr hoch


Die Ursachen wäre in den meisten Fällen einfach der Seilzug oder ein Verknoten des Seiles.

Zieht die Scheibe irgendwie nach oben und fixiert es mit Klebeband, damit es vorerst geschlossen ist.
Nehmen Sie die Türverkleidung ab und werfen Sie selbst einen Blick hinein. Oft kann man erkennen, woran es liegt. Sie sollen sich vergewissern, dass Elektromotor in Ordnung ist.

Wenn man den Knopf zum unterlassen drückt und hört der Motor surrt dann ist das seil verklemmt.
Eine Reparatur ist jedoch nicht ganz so einfach.

Abbau der Türverkleidung
Insgesamt sind 4  Torx Schrauben – 2 hinter Haltegriff und weitere 2 am unteren Türvierkleidungsabschluss.

Ist die komplette Türverkleidung gelöst dann geht weiter mit der Innenverkleidung.
Für das Entfernen der Innenverkleidung benötigt Zeit in besonders beim Skoda Fabia Combi, da die Innenverkleidung mit 12 Nieten befestigt wurde.

Es muss das Kabel des Türöffners auf der Rückseite, Lautsprecher, Außenspiegel, Einstiegsleuchte gelöst werden.
Sind alle Nieten gelöst, dann kann die komplette Verkleidung nach oben schieben und raus nehmen.

Sie können Fensterheber mit oder ohne Grundplatte kaufen. Ich empfehle aber bestellt einfach kompletten Seil mit Trägerplatte.
Fensterheber elektrisch vorne links für Skoda Fabia kostet bei ebay ca. 28€ +Versand.

Ich habe danach die Nieten einfach gegen Schrauben-Nieten ersetzt.

7th
OCT

WordPress ODLinks Plugin Guide & Instructions

Posted by M. 4Gani under Root, Tools, WordPressi:

Open Directory Links (Website Directory Project) is a WordPress plugin.
ODLinks 1.4.3-a is now available.

last changes (May 2018)

last changes (15.03.2013 about: 15:00 GMT)
To display the latest xx ads in the sidebar,
you copy the following code and place it anywhere else in the sidebar.
<?php lastODLinksSidebar(8) ?>

last changes  (Today 07.03.2013 about: 15:00 GMT)
– implemented the page navigation functionality
– updated to uses the thumbshots.ru for the Website screenshots
The update fixes website’s search function. [not important!]
Save your local changes (you have any) and unzip the file and overwrite existing directories and files.

 

The plugin can help you to start a profitable website directory which is the same as the DMOZ.org directory.This plugin is under active development. If you experience problems, please first make sure you have installed the latest version. Feature requests, bug reports and comments can be submitted [here]
1) Click here to download the odlinks plugin last release

Installing the plugin:

1. Unzip the downloaded file and upload the odlinks folder to your WordPress plugins folder (/wp-content/plugins/)
2. Log into your WordPress admin panel
3. So go ahead and activate the ODLINKS plugin, which should appear in the list of installed plug-ins.
4. “ODLinks” will now be displayed in your admin panel.
5. For first step instructions, go to Options “Settings”

You will need to make the Smarty cache and template_c folders writable (chmod 777):
Use your FTP client to change its permissions to 777.
* odlinks/includes/Smarty/cache
* odlinks/includes/Smarty/templates_c

Once you have changed the folder permissions, return to your browser, and refresh it.
Now you can submit your settings. After submission, installer process will create the tables automatically.

For your information, after submitting the settings a new page will be created with the title [[odlinks]](in upper letters) .
This title will be also added to the content of pages automatically.
Do NOT remove the page. The plugin work correctly with this page ID.
Please, you should keep the default title[[odlinks]] (in upper letters) of page to make it to work…

To uninstall and deactivate the plugin, please go to Options “uninstall” under ODLinks menu.

6. Creating/Editing a category and subcategory
– Before deploying, you should create and set-up the categories and subcategories for your Website.
– Go aheead and choose “Categories” from the ODLinks drop down menu and insert the category name and category description and then submit it.
– You can insert the subcategories by clicking on ‘Add Category’ and choosing any category name from the list in parent category. If you select root as parent category, then you create a main category.
– Create a subcategory is mandatory and required!

Depending on the “Permalink Settings” it’s possible for some pages that the categories urls are not accessible.
To fix this problem you should go to update the .htaccess file which is exised under wordpress top directory.

Normaly if you click on categories you will get something like this:
<yourDomain>/odlinks/?_action=main&id=2&parent=1

If insteaed of the “/odlinks/” somthing elses is placed for example “/97-revision-v1/”
you can upadte your the .htaccess file as follows:

<IfModule mod_rewrite.c>
RewriteEngine On
RewriteBase /
RewriteRule ^index\.php$ - [L]
RewriteRule ^97-revision-v1/?([^/]*)?/?(.*)$ /index.php?pagename=odlinks=$1=$2 [QSA,L,R,NS]
RewriteCond %{REQUEST_FILENAME} !-f
RewriteCond %{REQUEST_FILENAME} !-d
RewriteRule . /index.php [L]
</IfModule>

== Frequently Asked Questions ==

How can we display the latest xx ads in the sidebar?

You copy the following code and place it anywhere in the sidebar.php located in active theme folder.
<?php lastODLinksSidebar(8) ?>

 

This guide will show you the step by step process for first installation/configuring

 

Demo:

Test ODLinks (Open Directory Links)   OR  odlinks.com

Questions and Examples of Use

Frequently Asked Questions

Q. Why the main site gives me the 404 or Not Found error message or I cannot see the “Submitt a link”?

This usually occurs only when using a custom permalink structure (like /%category%/%postname%/).
This is a .htaccess 404 error message and you should update your .htaccess file in the WP root directory.

Normally you should not edit the htaccess, the Permalink link will be detect by plugin automatically.

Please install the CURL module for PHP.


Todo
:

30th
JUN

Persian philosophs and sciences

Posted by M. 4Gani under Rooti:


It’s sure that they were Muslim but no Arab.

770-840 A.D. Mohanmmad Khwarizmi
864-930 A.D. Mohammad ibn Zakariya AL-RAZI
870-950 A.D. Farabi
900-971 A.D. born in Khorasan Mohammad ibn al-Hasan Khazin
940-997 A.D. born in Nishapur Abul Wafa Mohammad AL-BUZJANI
940-1020 A.D. born in Tus Ferdosi Faren til den modern Persisk
953-1029 A.D. born in Afschana Al-Karaji IBN SINA
1048-1131 A.D. born in Nishapur Omar Khayyam
1058-1128 A.D. born in Khorasan
1099- 1177 A.D
Hamid Ghazali
A.Saiid-e-A.Kheyr
1201-1274 A.D. born in Tus Nasir al-Din Tusi
1207 A.D. born in Balkh, Persia Mevlana Jalaluddin Rumi
1194 A.D. born in Shiraz Sa’di
1320-1389 A.D. born in Shiraz Shams-od-Din Mohammad Hafez
1380-1429 A.D. in Kashan, Iran Ghiyath al-Din Jamshid Mas’ud al-Kashi
Abu Bekr ibn Mohammad ibn al-Husayn

Iranians have always been interested in philosophic matters.
In the pre-Islamic period, philosophy was closely linked to theology, as indeed it also was in the early Islamic period.

Gradually, however, phi!osophy developed into a separate science, and most of the great Muslim philosophers were Iranians, although since they wrote mainly in Arabic, the universal language of Islam, they are often known in the West as Arab philosophers.
Iran adopted the Indian decimal system and numerals, transmitting them to the West as the “Arabic” numerals used today. Omar Khayyam wrote the most important medieval treatise on algebra, and systematized a very accurate calendar, which is the basis of the official Iranian calendar today.
Alchemy, the forerunner of chemistry, was widely studied, and Iranian alchemists discovered many important substances, including alcohol, and developed some of the apparatus used by modern chemists.
The philosophic tradition was kept alive by Sadr-od-Din Shirazi, who in Safavid times synthesized the various threads of Islamic philosophy into a comprehensive new system, and Sabzevan, a nineteenth-century philosopher who continued and revived the tradition.
Although scientific activity declined after the fifteenth century, the present century has seen a revival. Iranian scientists, at home and abroad, they are again making valuable contributions to mankind’s store of knowledge.

Muhammad Khwarizmi (770-840 A.D. born at Khwarizm, a town south of river Oxus in present Uzbekistan.)
(Uzbekistan, a city in Persia which was taken over by the Russians in 1873.)
Abu Abdullah Muhammad Ibn Musa al-Khwarizmi was an Iranian mathematician, founder of Algebra.
He is best known for introducing the mathematical concept Algorithm, which is so named after his last name.

Abu Bakr Muhammed ibn Zakariya al-Razi auch Ar-Razi, Rhazes (865-925 A.D.)
He born in in Raj, bei Teheran (Iran)
Razi was an Iranian alchemist and a philosopher

Farabi (870-950 A.D. born in a small village Wasij, near Farab in Turkistan)
Abu Nasr Mohammad Ibn al-Farakh al-Farabi along with Ibn Sina added much to what the Greeks taught in the theory of Music
His parents were originally of Persian descent. Known as al-Phrarabius in Europe, Farabi was the son of a general. He completed his earlier education at Farab and Bukhara but, later on, he went to Baghdad for higher studies, where he studied and worked for a long time viz., from 901 A.D. to 942 A.D. During this period he acquired mastery over several languages as well as various branches of knowledge and technology. He lived through the reign of six Abbasid Caliphs. As a philosopher and scientist, he acquired great proficiency in various branches of learning and is reported to have been an expert in different languages.
Farabi travelled to many distant lands and studied for some time in Damascus and Egypt, but repeatedly came back to Baghdad, until he visited Saif al-Daula’s court in Halab (Allepo). He became one of the constant companions of the King, and it was here at Halab that his fame spread far and wide. During his early years he was aQadi (Judge), but later on the took up teaching as his profession. During the course of his career, he had suffered great hardships and at one time was the caretaker of a garden. He died a bachelor in Damascus in 339 A.H./950 A.D. at the age of 80 years.

Muhammad ibn al-Hasan Khazin (900-971 A.D. born in Khorasan)
Abu Jafar al-Khazin may have worked on both astronomy and number theory or there may have been two mathematicians both working around the same period, one working on astronomy and one on number theory.
As far as this article is concerned we will assume that al-Khazin worked on both topics. There seems no way of being certian which position is correct.

Abul Wafa Muhammad AL-BUZJANI (940-997 A.D. born in Nishapur, Persia)
He flourished as a great mathematician and astronomer.
Abul Wafa’s main contribution lies in several branches of mathematics, especially geometry and trigonometry.
Ferdosi Faren til den modern Persisk ( 940-1020 A.D. born in Toos ) 329-416 A.H..>
Ferdosi was one of the greatest poets of Persian language. He gave a new life to Irans poetry.
His work is ShahNameh.
ShahNameh includes historical, heroic and fictional stories. Some of his other works like lyric,
fragment, quatrain and elegy are available.

IBN SINA (980-1037 A.D.)
He born in Afschana (bei Buchara; Usbekistan) and died in 1037 in Hamadan (Persien)
He was the most famous physician, philosopher, encyclopaedist, mathematician and astronomer of his time.
His major contribution to medical science was his famous book al-Qanun, known as the “Canon” in the West.
The Qanun fi al-Tibb is an immense encyclo- paedia of medicine extending over a million words

Mevlana Jalaluddin Rumi (born in 1207 Balkh, Persia)
The name Mevlana Jalaluddin Rumi stands for Love and ecstatic flight into the infinite.
Mevlana is one of the great spiritual masters and poetical geniuses of mankind and was the founder of the Mevlevi Sufi order.
Escaping the Mongol invasion, Rumi and his family travelled extensively in the Muslim lands, performed the pilgrimage to Mecca and finally settled in Konya, Anatolia (Turkey), where he succeeded his father in 1231 as professor in religious sciences.
He was introduced into the mystical path by a wandering dervish, Shamsuddin of Tabriz. His love and his bereavement for the death of Shams found their expression in a surge of music, dance and lyric poems, `Divani Samsi Tabrizzi’. Rumi is the author of a huge didactic work, The `Mathnawi’, and discourses, `Fihi ma Fihi’, written to introduce his disciples to metaphysics. If there is `Fihi ma Fihi’, written to introduce his disciples to metaphysics. If there is any general idea underlying Rumi’s poetry, it is the absolute love of God. His influence on thought, literature and all forms of aesthetic expression in the world of Islam cannot be overrated.

Omar Khayyam (1048-1131 A.D. in Nishapur, Persia)
Omar Khayyam’s full name was Ghiyath al-Din Abu’l-Fath Umar ibn Ibrahim Al-Nisaburi al-Khayyami.
Khayyam was an outstanding mathematician and astronomer and, despite the difficulties which he described in this quote, he did write several works includingProblems of Arithmetic, a book on music and one on algebra before he was 25 years old.
In 1070 he moved to Samarkand in Uzbekistan which is one of the oldest cities of Central Asia. There Khayyam was supported by Abu Tahir, a prominent jurist of Samarkand, and this allowed him to write his most famous algebra work,Treatise on Demonstration of Problems of Algebra from which we gave the quote above. We shall describe the mathematical contents of this work later in this biography.

Norooz in History of Iran
The first person who re-organized the calendar successfully was Omar Khayyam, the mathematician and astronomer of 5th century HG (11-12th A.D.). He drew a chart for the year and put the start of the year at the moment of Aries entrance to the house of Sun. He made a calendar of 6 months with 31 days, and 6 months with 30 days making a year of 365 days, and suggested the addition of 1 day every four years and also addition of a months every 13,000 years. This is the most complete calendar ever made. Khayyam called it ‘the Jalali Calendar’ because of ‘Jalal’ al-Din Malekshah Saljuqi, his patron king.
This calendar called the ‘Khorshidi'(Sun based) calendar, as oppose to the Arabic ‘Ghamari’ (moon based) calendar.

Although Khayyam was Iranian and he created this calendar based on the pre-Islamic calendar of Zoroastrians, it was not used widely in Iran until the 1925 AD(1304 HS) when Reza Shah Pahlavi ordered it to be used instead of ‘Ghamari’ calendar. In the process of finding names for the months, there are some interesting mistakes happened which are note-worthy.
Norooz, in word, means a new day. It is a new day that starts the year, traditionally in the exact astronomical beginning of the Spring, but it was not always like this!

Abu-Saiid-e-Abul-Kheyr (fl. 11th century) was an Iranian Gnostic.
He was born in Meehneh-a village in the old Khorasan. His father was a pharmacist who was a firm believer in the tenets of sufi mysticism. Abu-Saiid came to know sufi mysticism through the gatherings of sophists to which his father frequented. He was taught theology and literature in his hometown, as well as in the towns of Marve and Sarakhs. He then began practicing asceticism-the cleansing of the soul through self-denial, under the guidance of some great masters and teachers. This metamorphosed him into a complete Gnostic. Thereafter, aside from a short period of preaching in Neyshaboor,he spentmost of his life in his hometown of Meehneh.

Hamid Ghazali (1058- 1128 A.D. born in Khorasan, Iran)
Abu Hamid Ibn Muhammad Ibn Muhammad al-Tusi al-Shafi’i al-Ghazali an Iranian Philosopher.
His father died while he was still very young but he had the opportunity of getting education in the prevalent curriculum at Nishapur and Baghdad. Soon he acquired a high standard of scholarship in religion and philosophy and was honoured by his appointment as a Professor at the Nizamiyah University of Baghdad, which was recognised as one of the most reputed institutions of learning in the golden era of Muslim history.

Abu-Rayhaan-e-Birooni (1099-1177 A.D)
Birooni was an Iranian mathematician, astronomer, historian, and geographer

Shaikh Sadi Shirazi (1194 born in Shiraz)
originally named Muslih-uddin..He remained there for about 30 years, establishing his fame as a great Persian poet and popular writer. He took the name Sadi in honor of his patron Sad b. Zengi. Between 1226 and 1256 he traveled widely, visiting Europe, Ethiopia, Egypt, Syria, Palestine, Armenia, Turkey, Arabia, Iran, and beyond the Indus to Hindustan. In a prose work called The Gulistan (or The Rose Garden) he provided prose stories that touch on practical wisdom and moral questions in an easy and entertaining style.

Shams-od-Din Muhammad Hafez (1320-1397 A.D.)
A Classic Poet from Shiraz Hafez created the best literary and Gnostic concepts in the form of eloquent and pithy lyrics. His concepts surpassed those of other contemporary philosophers, thinkers and scholars.

Ghiyath al-Din Jamshid Mas’ud al-Kashi (about 1380-1429 A.D.in Kashan, Iran)
Kashi was an Iranian mathematician and astronomer
Details of Jamshid al-Kashi’s life and works are better known than many others from this period although details of his life are sketchy.
One of the reasons we is that he dated many of his works with the exact date on which they were completed, another reason is that a number of letters which he wrote to his father have survived and give fascinating information.

Abu Bekr ibn Muhammad ibn al-Husayn Al-Karaji (953 – 1029)
Karaji was an Iranian Mathematician
It appears both as al-Karaji and as al-Karkhi but this is not a simple matter of two different transliterations of the same Arabic name.
The significance is that Karaj is a city in Iran and if the mathematician’s name is al-Karaji then certainly his family were from that city. On the other hand Karkh is one of the original suburbs of Baghdad which grew up outside the southern gate of the original city. The name al-Karkhi would indicate that the mathematician came from the suburb of Baghdad.

Nasir al-Din Tusi (1201-1274 A.D. was born in Tus, Khorasan and died in Baghdad)
He was an astronomer who worked at the Il-Khanid Observatory situated in Persia. In his astronomical studies, Al-Tusi was able to obtain an accurate value for the solar procession. In addition to his work on the solar procession, Al-Tusi attempted to come up with an alternative to Ptolemy’s system of epicycles.

 

 

See more website here...

  • ganada
  • Farsi-News
  • Advertise Here
  • forgani.de