7th
FEB

روند پيدايش و گسترش اسلام

Posted by M. 4Gani under Blogi:

روند پيدايش و گسترش اسلام:

تاریخ ها به میلادی
همسران محمد
خدیجه دختر خویلد
سوده دختر زمعه
عایشه دختر ابوبکر
حفصه دختر عمر خطاب
زینب دختر خزیمه
ام سلمه دختر ابوامیه
زینب دختر جحش
جویریه دختر حارث
رمله دختر ابوسفیان
ریحانه دختر زید قرظی
صفیه دختر حیی بن اخطب
میمونه دختر حارث
ماریه دختر شمعون قبطیه

570 میلادی تولد محمد در عربستان، در قبیله عربستان
577 – مادر محمد فوت می‌شود
580 – عبدلمطلب پدربزرگ محمد فوت می‌شود
583 – اولین مسافرت محمد به سوریه با اهداف تجارتی
595 – محمد با خدیجه ازدواج می‌کند
595 – مسافرت دوم به سوریه
598 – پسرش، قاسم بدنیا می آید
600 – دخترش زینب بدنیا می آید
603 – دخترش ام کلثوم بدنیا می آید
604 – دخترش رقیه بدنیا می آید
605 – حجر الاسود در کنار کعبه قرار میگیرد
605 – دخترش فاطمه بدنیا می آید
610 – محمد در غار حرا جبرئیل را ملاقات می‌کند
613 – محمد ادعای پیامبری اش را بطور عمومی اعلام می‌کند
615 – مسلمانان توسط قریش مورد آزار قرار میگیرند
619 – با سوده و عایشه ازدواج می‌کند
620 – نمازهای پنجگانه اجباری میشوند
622 – محمد از مکه به مدینه مهاجرت می‌کند
623 – جنگ ودان
623 – جنگ صفوان
623 – جنگ ذوالعشير
624 – محمد و اطرافیانش آغاز به حملات پی در پی به کاروانهای تجارتی برای غارت ثروت آنها می‌کنند
624 – زکات اجباری می‌شود
624 – جنگ بدر
624 – جنگ بنی سلیم
624 – جنگ بنی قینقاع
624 – جنگ سویق
624 – جنگ بنی قطفان
624 – جنگ بحران
625 – جنگ احد
625 – جنگ حمراء الاسد
625 – جنگ بنی النضیر
625 – جنگ ذات الرقاع
626 – جنگ بدر الاخره
626 – جنگ دومه الجندل
626 – جنگ بنی المصطلق
627 – جنگ خندق
627 – جنگ بنی قریظه
627 – جنگ بنی لحیان
627 – جنگ غیبه
627 – جنگ خیبر
628 – محمد معاهده ای را با قریش امضا می‌کند
630 – محمد مکه را فتح می‌کند
630 – جنگ حنین.
630 – جنگ تبوک
632 – محمد میمیرد.

632 – ابوبکر، پدرزن محمد، و عمر حرکتی نظامی را آغاز می‌کنند تا اسلام را در عربستان تحمیل کنند
633 – جنگ در عمان
633 – جنگ حضرموت.
633 – جنگ کازیما
633 – جنگ ولاجه
633 – جنگ اولیس
633 – جنگ عنبر
634 – جنگ بصره,
634 – جنگ دمشق
634 – جنگ اجنادین.
634 – مرگ ابوبکر و به خلافت رسیدن عمر
634 – جنگ نمارق
634 – جنگ سقطیه.
635 – جنگ جسر.
635 – جنگ بویب.
635 – فتح دمشق.
635 – جنگ فحل.
636 – جنگ یرموک.
636 – جنگ قادسیه.
636 – فتح مدائن.
637 – جنگ جلولاء.
638 – جنگ یرموک.
638 – مسلمانان رومی ها را شکست می‌دهند و وارد جارالسلام میشوند
639 – فتح خوزستان و حرکت به سوی مصر.
641 – جنگ نهاوند
642 – جنگ ری در ایران
643 – فتح آذربایجان
638 – فتح جزیره.
644 – عمر کشته می‌شود، عثمان خلیفه می‌شود

فرزندان علی بن ابی‌طالب
حسن مجتبی
حسین بن علی
زینب
ام کلثوم
--
عبیدالله بن علی ,ابوبکر بن علی
--
عباس بن علی
عثمان بن علی
جعفر بن علی
عبدالله بن علی
--
محمد حنفیه 
--
یحیی بن علی
عون بن علی بن ابیطالب
--
عمر بن علی بن ابیطالب
رقیه دختر علی
--
محمد الأوسط ,عبدالرحمن
--
ام‌الحسین ,رمله کبری 
--
ام یعلی
--
دختران علی از کنیزان
‌ام هانی - میمونه - زینب صغری
رمله صغری - ام کلثوم صغری
فاطمه - امامه
خدیجه کبری - خدیجه صغری
ام کرام - ام اسلمه
جمانه - نفیسه
صفیه - سکینه
644 – فتح فارس
644 – فتح خاران.
647 – فتح جزایر قبرس
648 – حمله به بیزانسی ها
651 – جنگ دریایی علیه بیزانسی ها
654 – اسلام در شمال افریقا پخش می‌شود
656 – عثمان کشته می‌شود، علی خلیفه میگردد

658 – جنگ نهران.
659 – فتح مصر
661 – علی کشته می‌شود.
662 – مصر به دست اسلامگرایان می افتد.
666 – مسلمانان به سیسیل ایتالیا حمله می‌کنند
677 – محاصره قسطنطنیه
687 – جنگ کوفه
691 – جنگ دیر الجلیغ
700 – حملات نظامی به شمال افریقا انجام میگیرد
702 – جنگ دیر الجمیرا
711 – مسلمانان به جبل الطارق حمله می‌کنند
711 – فتح اسپانیا
713 – فتح ملتان (منطقه ای در پاکستان)
716 – حمله به قسطنطنیه
732 – جنگ در فرانسه.
740 – جنگ نوبلز.
741 – جنگ بگدورا در شمال افریقا
744 – جنگ عین الجر
746 – جنگ روپار ثوثا
748 – جنگ ری.
749 – جنگ اصفهان
749 – جنگ نهاوند
750 – جنگ زب
ابومسلم خراسانی ۷۱۸–۷۵۵ میلادی
772 – جنگ حنبی در شمال افریقا
777 – جنگ ساراگوسا در اسپانیا(شکست مسلمانان)

4th
FEB

شجره نامه فاميل شاه سياه

Posted by M. 4Gani under Blog, Root, اصفهان (چهارسوق)i:

شجره نامه و خاندان فاميل شاه سياه
تغيير فاميل به چهره گشا و یا شهند

معنی کلمه شاه سیاه در لغت نامه دهخدا , مترادف و متضاد و هم آوا کلمه شاه سیاه و شاه سیاه  لقبی بود که مخالفان آزادی به سیدعبداﷲ بهبهانی داده بودند

ویکی‌پدیا:

سید عبدالله بهبهانی (۱۲۱۹ نجف – ۲۵ تیر ۱۲۸۹ تهران) از مجتهدان شیعه و رهبران جنبش مشروطه ایران بود. وی بلافاصله پس از برقراری مشروطه  قدرت بسیاری یافته بود به‌ طوری‌ که عملاً مانند یک شاه بر کشور حکومت می‌کرد و افرادی که می‌خواستند در ایالت و ولایات به مقامات مهم کشوری و لشکری برسند یا در پایتخت پست‌های وزارت و صدارت را احراز کنند به وی مراجعه می‌کردند و به همین جهت و با توجه به رنگ چهرهٔ تیره‌اش نزد عموم مردم به شاه سیاه معروف شده بود

خانه سید عبدالله بهبهانی، مانند خانه وزراء و محل رفت‌وآمد ارباب حاجت است و بالجمله وضع آقا سید عبدالله را در خرج فوق‌العاده و بی بند و باری زندگی، جز به کارهای بی بند و بار میرزا علی اصغر خان امین السلطان، به چیز دیگر نمی‌توانم تشبیه کنم. چند کالسکه و درشگه نگاه داشته، چهل اسب در سر طویله اش بسته می‌شود. پسران متعددش هر یک زندگانی وسیع و اسباب تجمل بسیار و خرج فراوان دارند. معلوم است این اداره وسیع لااقل در ماه چند هزار تومان خرج دارد و از کجا می‌رسد در صورتی که عایدی معینی ندارد و تمام را باید از اینجا و آنجا به دست آورد.
بهبهانی در یکشنبه ۲۵ تیر ۱۲۸۹ در منزل خود به دست سه نفر کشته شد. کسروی قاتل او را از دسته حیدرعمواوغلی می‌داند که به دستور حسن تقی‌زاده این کار را کرد

:نتيجه

به نطر من شاه سیاه يعني خدمتکاره شاه و اين يک  فاميل نيست بلکه يک لقب است و هر چه دهخدا گفته و هر کس کپى کرده تو ویکی‌پدیا من کارى ندارم .بنده مستند مى‌کنم به حرفهاي سلطنت خانم و سرور اقا که گفت نياکان ما در دربار کار ميکردند. لازم به تذکر است که از قوم شاه سياه هيچکدام سيد به عبارتى نياکان عرب ندارند  والسلام

حالا اگر فاميلت شاهسياه بگرد جدتو پيدا کن . نتونستي بنويس به من تا نمردم

خانه خانم جان

سالها تمامی شمسي می باشد

چند کلمه در مورد ميرزا جواد وزير از کتاب تاریخ روضه الصفا ناصرى جلد ۱۰

ذکر حرکت اعليحضرت شاهنشاهی  (محمد شاه) از دارالسلطنه طهران به جانب اصفهان
چون در هنگام عزیمت یورش خراسان حکومت اصفهان به حکم شاهانه به فضلعلی خان قراباغی (امیرتومان) که از اعاظم چاکران معتبر و دلیران نامور نایب السلطنه مغفور بود مفوض افتاد، پس خسرو خان گرجی احضار شد
در غیبت موكب ظفرکوکب که به تطويل انجامیده بود، بعضی فتنه جویان در ایران به تفتن می کوشیدند و از خارج و داخل رخنه و ثلمه در حدود و ثغور این ممالک می خواستند، جمعی از اشرار اصفهان نیز در این ایام سر به فتنه و شرارت برآورده بودند فضلعلی خان بیگلربیگی میرزا جواد وزیر مالیات دیوان اصفهان را که محرک اشرار بود به قتل آورد  سال 1837,۱۲۱۶  و بعضی از  مفسدین را در میدان نقش جهان بکشت

در ضمن بدونيد که تاریخ روضه الصفا ناصرى مملو از دروغ و اغراق است

اصفهان با ۲۰۰.۰۰۰ نفر پر جمعیت ترین شهر ایران بود


Download  (فاميل شاه سياه) in PDF format

لوطیان و نقش آنان در آشوبهای اصفهان بین سالهای 1203 تا  1227  برابر با 1824 تا 1849 م

اجتماع لوطیان در دوره قاجار به ويژه در آشوبهای شهر اصفهان است.
آشوبهايی که منجر به لشکرکشی فتحعلیشاه  1203  محمدشاه 1216 و ناصرالدينشاه به اصفهان 1227  شد

لوطیان چه کسانی بودند و چه پیشینه و جايگاهی در جامعه قاجار داشتند؟
در شورشهای اصفهان چه نقشی داشتند؟
ونقش و کارکرد آنها در اين شورشها چه بود؟

در دو ره قاجار گروهی از معرکه گیران مانند، مارگیران، رسنبازان، طاسبازان، میمون بازان، شعبده بازان و آوازه خوانها و نوازندگان با عنوان لوطی نام برده میشد

فتحعلیشاه 1203  برای تنبیه اهل اصفهان و کشتن الواط و سیاست اشرار به اصفهان آمدند … لنبان را خراب و ويران کرده و حاجی هاشم خان را با دويست نفر از بستگان، چه کشتند و چه بیخانمان کردند …  ولی باطناً برای گوشمال يکی از علمای بزرگ آن عهد بود که زياده از حد اعتدال، به کار سلطنت دخل وتصرف میکرد
از نتايج اين لشکرکشی سرکوب لوطیان لبنانی، عزل عبدالله خان امین الدوله از صدارت و برکناری فرزندش از حکومت اصفهان است
فتحعلیشاه نیز که چندان به فکر خشکاندن ريشه اين حوادث نبود به فکر تاراج غنايم بود؛ به طوری  بعد از ورود به اصفهان، حاجی هاشم خان را مأخوذ داشته از هر دو چشم نابینا ساخت و فرمود چون امین الدوله در تأديب حاجی هاشم خان مسامحت کرد، اگر خواهد از محل خود ساقط نشود 50.000
تومان زر مسکوك به خازنان حضرت سپارد
فتحعلیشاه پس از عزل امین الدوله، شاهزاده محمدمیرزا را به حکومت اصفهان منصوب کرد و او را سیف الدوله لقب داد و يوسف خان گرجی را در خدمت سیف الدوله شاغل خدمت کرد
فتحعلیشاه در سال 1213 در اصفهان درگذشت و اين در حالی بود که در اواخر عمرش برخی از لوطیان اصفهان به سرکردگی رمضان شاه به غارت شهر پرداخته بودند
در اواخر حکومت فتحعلیشاه ،آشوبها و ناامنیهايی در اصفهان، به ويژه از ناحیه لوطیان، در شهر ايجاد شد. محمدشاه سیف الدوله حاکم را عزل و خسروخان گرجی را به حکومت اصفهان منسوب کرد. او ازرجال مهم و با نفوذ دوره فتحعلیشاه و محمدشاه بود

خسروخان چندان مايل به جلب نظر بزرگان محلی به ويژه روحانیون نبود . خسروخان گرجی حاکم اصفهان چند فقره شفاعت علمای شهر را قبول ننمود مردم بر او شوريدند و او را در عمارت هفت دست محصورداشتند
سید محمد باقر شفتی در مخالفت با محمدشاه به اتفاق میرمهدی امام جمعه و حمايت لوطیان شهر و لوطیان تحت امر خود علیه خسروخان به صورت آشکار وارد يك مبارزه جدی شدند. اورهبری مبارزه را بر عهده داشت

در صفحه ۱۰۱ کتاب «روضات الجنات فی احوال العلما و السادات» اثر «میرزا محمد باقر موسوی خوانساری» اشاره شده که حضرت حجت‌الاسلام (سید محمد باقر شفتی) حد کشتن را در مورد ۹۰ تا ۱۲۰ نفر به دست خود اجرا کرده‌است. محمد علی مدرس تبریزی نیز در صفحه ۲۸ کتاب «ریحانه‌الادب» به همین موضوع اشاره کرده‌است. عباس اقبال آشتیانی  سید محمد باقر شفتی را قسی‌القلب و سنگدل خوانده‌است. نویسنده «قصص العلماء» (میرزا محمد مجتهد تنکابنی) شرح می‌دهد که روزی سید محمد باقر شفتی از یک شاگرد نانوایی می‌شنود که خلافی کرده‌است. وقتی از شاگرد نانوا سه مرتبه مسئله فوق را می‌شنود می‌رود خانه و با شمشیر آخته‌اش برمی‌گردد و درجا «حدود الاهی» را در مورد آن شاگرد نانوا اجرا کرده به سزای اعمالش می‌رساند. این موضوع در صفحه ۱۳۷ کتاب «قصص العلما» آمده‌است

کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه

کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه

محمدشاه بعد از حل موقت مسئله هرات برای سرکوب شورش اصفهان 1216 شخصاً  با شصت هزار قشون و  هشتاد عراده توپ برای تنبیه الواط اصفهان به اصفهان لشکرکشی کرد و برای گوشمال اهل اصفهان چقدرخونريزی کردن و چقدر آدم کشتند
حاج غلامحسین رهبر لوطیهای اصفهان با شديدترين شکل ممکن زير شکنجه کشته شد.
کنت‌ دوسرسی، سفیر دولت فرانسه که در زمان حضور محمدشاه در اصفهان بود مینويسد قطعه های نازك چوب زير ناخنهايش خرد کرده، سپس تمام دندانهای او را کشیده و روی سرش کوبیده بودند
جرائم کم و بیش بزرگ را غالباً با بريدن دماغ، گوش و دست و يا درآوردن چشم  و يا اعدام مجازات میکنند و قسمی را ناخن و دندان میکشید، بعضی را تا نیمه تن در خاك کرده بقسمی که سرشان در زمین فرو میرفت پاهايشان را معلق میداشتند

ﻣﺠﺎزات ﻫﺎي ﻋﺮﻓﻲ ﻣﺠﺮﻣﺎن در ﻋﺼﺮ ﻗﺎﺟﺎرﻳﻪ

سفارت فوق العاده کنت دو سرسی

از مقاله محمدرضا نصیری  / داریوش رحمانیان  / سیدحسین رضوی خراسانی

خسروخان گرجی کى بود?

آندره قایتمازئانتس (معروف به خسروخان گرجی)، زادهٔ تفلیس، ۱۷۸۵ میلادی، درگذشت تهران ۱۸۵۷ میلادی) یک خواجه بانفوذ در دوره قاجار از دوره فتحعلی شاه تا ناصرالدین شاه قاجار بود.
خسرو خان در سال ۱۲۱۳، بعد از مرگ فتح علی شاه قاجار و به قدرت رسیدن محمّد شاه قاجار، حاکم اصفهان شد. در زمان حکومت وی مالکین لنجان از پرداخت مالیات امتناع کردند  و خسرو خان نیز بعضی از مضنونین را دستگیر ساخت. عامل تحریک مردم، محمّد ابراهیم درچه‌ای از کدخدایان لنجان بود که در زندان خسرو خان در گذشت. زندانی بعدی آقاشفیع از سرشناسان نجف آباد و از معتمدین شهر بود. والی وی را با وساطت اشخاص معتبر نیز آزاد نکرد. خویشاوندان آقاشفیع که می‌ترسیدند او به سرنوشت محمّد ابراهیم دچار شود، آشوب و اغتشاش به راه انداختند و مأمورین دولت و اخلالگران با اسلحه به جان هم افتادند. فرخ خان فرستادهٔ تام الإختیار محمّد شاه که برای حل مسئله آمده بود، ضلاح را در عزل خسرو خان دیده و به جای او فضل علی خان قراباغی را حاکم اصفهان نمود.  پولاک که خود خسرو خان را دیده است می‌نویسد: «خسرو خان که متناوباً حکومت یزد، کردستان و قزوین را داشت، از نظر جسمی ممتاز بود و از وی داستان‌ها و ماجراها در سراسر مملکت بر زبان هاست». او تا سن ۱۶ سالگی مسیحی بود و به عنوان اسیر جنگی به ایران آورده شده بود.

خسرو خان گرجي از رجال معتبر دوره فتحعلي شاه و محمد شاه است. هموست كه اسباب و اثاثه خاصه پادشاهي را از علي ميرزا ظل السلطان گرفت و به نزد محمد شاه برد و به حكومت اصفهان نايل شد و با قدرت به حكومت پرداخت و چون توصيه علما را نمي‌پذيرفت در سال شمسی۱۲۱۶ اهالي اصفهان بر ضد او شورش كردند و او را در عمارت «هفت دست» اصفهان محصور ساختند. محمد شاه براي رفع غائله فرخ خان پيشخدمت خاصه (امين الملك بعدي و امين الدوله بعدي) را به اصفهان فرستاد و او اظهارنظر كرد كه بايد خسرو خان احضار شود. دولت نيز پذيرفت و تا ورود حاكم جديد، خود فرخ خان امور اصفهان را اداره كرد. خسرو خان در سالهاي مختلف حكومت‌هاي گيلان، كردستان و قزوين را نيز بر عهده داشته است.
(خلاصه‌اي از شرح حال خسرو خان از كتاب چهل سال تاريخ ايران 596/ 2). درين نامه اشاره محمد شاه به حكومت وي در اصفهان است.
. فضل علي خان قره‌باغيی (امیرتومان) از رجال دوره سلطنت فتحعلي شاه و محمد شاه و ناصر الدين شاه است كه در سال شمسی ۱۲۱۶ پس از عزل خسرو خان گرجي، حاكم اصفهان شد و چون نتوانست به كارها سروسامان دهد و از بي‌نظمي جلوگيري كند، در سال ۱۲۱۸ از حكومت عزل و منوچهر خان معتمد الدوله به جاي وي منصوب گرديد. (شرح حال رجال ايران 108/ 3)

علمای اصفهان اختلاف زیادی با «منوچهرخان معتمدالدوله گرجی»، حاکم وقت اصفهان داشتند و او را فردی ظالم می‎پنداشتند. در نتیجه سال ۱۲۱۶، با به دست آمدن بهانه‎ای، ضدش شورشی تدارک دیدند تا به‌زعم خود از شرش خلاصی یابند. شورش در شکل محاصره عمارت هفت‌ دست اصفهان که محل سکونت حاکم بود متجلی شد و به سرعت به هدفش یعنی برکناری حاکم نائل آمد.
نامه مک‌نیل – تحریک سیدمحمدباقر شفتی توسط انگلستان
اگرچه موفقیت در این قضیه اعتماد به نفس علما را بالا برد و مسلما در آینده بر شدت دخالت آنها در امور حکومتی می‎افزود، به نظر نمی‎آید آنها نفع و انگیزه‎ای پس از برکناری منوچهرخان در ادامه یافتن شورش و سلب امنیت داشتند. اما می‎توان گفت آنها به تبعات قدرتنمایی خود که آشکارا سیطره دولت مرکزی را به چالش می‎کشید، آگاه نبودند. در نتیجه وضعیتی به وجود آمد که لوطیان شهر اصفهان که پیش از این نیز بارها تمایل به شهرآشوبی نشان داده بودند، کار را دست گرفته و به شورش ادامه دادند. این شورش دهشتناک که طی آن اموال و نفوس بسیاری از اهالی اصفهان تلف شد، تا سال شمسی ۱۲۱۸ که محمدشاه فراغتی برای یکسره کردن کار اصفهان پیدا کرد ادامه یافت و لوطیان عملا اداره شهر را به دست گرفتند. اینکه سرکردگان لوطیان توسط انگلستان تحریک و تطمیع شده بودند تا خیال دولت را از تصرف هرات دور کنند، قابل اثبات نیست اما نامه مک‌نیل به «سیدمحمدباقر شفتی» در ابتدای جنگ هرات، باعث شده برخی گمان برند حجت‌الاسلام به سبب اختلافات عمیقش با شاه و صدراعظم وقت، با انگلستان تبانی کرده و ضد لشکرکشی شاه، توطئه‌چینی می‎کرد. از آنجا که هدف انگلستان جلوگیری از مسخر شدن هرات توسط قوای ایران بود، نمایندگانش تلاش کردند از اختلافات بین دربار و سیدمحمدباقر شفتی استفاده و با کشاندن سید به طرف خود لشکرکشی شاه را بی‌اعتبار کنند. در این راستا مک‌نیل نامه‎ای از زنجان برای شفتی نوشت و براهین انگلستان ضد لشکرکشی به هرات را مطرح کرد.

آیینه‌خانه و کاخ هفت دست در سال ۱۲۷۰ شمسی به دستور ظل السلطان، حاکم نالایق  قاجار اصفهان تخریب شد. بعدها بخشی از محوطه در خیابان قرار گرفت و در بخش دیگری کارخانه نساجی وطن احداث گردید و که پس از تعطیلی این کارخانه تبدیل به منطقه مسکونی گردید و نام پارک آیینه‌خانه و خیابان هفت‌دست همچنان بر آن باقی است. کاخ هفت دستی که این دیوانه ویران نمود از چنان عظمت و شکوهی برخوردار بود که در تاریخ اوصاف شگفت انگیزی با خود دارد که یک نمونه از این نوشتار، از «جابری انصاری» است که در کتاب «تاریخ اصفهان» درباره عظمت کاخ هفت دست می نویسد: «هفت‌دست عباسی که امروزه زمینش کارخانه نساجی وطن  شده، ایوان مدائن و کاخ خورنق و سدیر، کفش انداز آن نشدی و از بس سنگ و ساروج محکم در آن کار شده، کوهی بود جلو سیل زاینده رود که هزاران سال توفان امواج رودخانه شکستی به بنیانش نمی داد و بیش از بیست هزار زرع زمین با زیر عماراتش بود و گرداگرد صد حجره های تو در تو همه گچ بری و زر اندود، میناکاری استادانه، محیرالعقول، دو حمام زنانه و مردانه داشت، زمین و ازاره ها سنگ مرمر شفاف و حوض هایی از مرمر و سنگ سماق و تختگاه شاه عباس دو ساعت ها چشم تماشاییان را خیره می داشت». تخت شاه عباس دوم در این کاخ بر روی تخت سنگی بزرگ مرمری مانند آیینه صیقلی به طول هفت متر و عرض بیش از سه متر قرار داشته که موج های طبیعی بر جلوه آن می افزوده است.

روزهای تاریک اصفهان در زمان ظلّ سلطان حاکم نالایق اصفهان

مسعودمیرزا ملقب به ظل‌السلطان، فرزند ارشد ناصرالدین شاه قاجار در  سال ۱۵ دی ۱۲۲۸  ش به دنیا آمد. وی سه سال از مظفرالدین شاه بزرگ‌تر بود وچون مادرش عفت‌السلطنه بود و چون مادرش از زنان عقدی شاه و از دودمان قاجار نبود، به ولایتعهدی منصوب نگشت. مسعود میرزا در ابتدا با لقب یمین الدوله، حکومت مازندران و استرآباد و سپس فارس و اصفهان را به عهده گرفت تا این که لقب ظلُّ السلطان یعنی سایه پادشاه را اخذ کرد. در زمان حکومتش بر فارس، به خاطر ظلم فراوان، عزل شد ولی مدتی بعد به اصفهان رفت و تا 34 سال بعد با ستم حکمرانی نمود. ظل السلطان قشون مجهز و منظمی پدید آورد و با باج گیری و اخذ مالیات‌های سنگین از رعیت، ثروتی افسانه‌ای گرد آورد که به اعتراف خودش، برای ده نسل پس از او کافی بود. وی، املاک مردم را با زور و قهر، غصب و تصرف می‌کرد و شورش‌ها را با سنگدلی سرکوب می‌نمود. در حدود سال ۱۲۵۹ ش که به اوج قدرت رسیده بود، به پشتوانه ارتش محلی خود، اوامر حکومت مرکزی را نادیده می‌انگاشت و در سال ۱۲۶۱ به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که حاضر است در ازای دریافت مقام ولایتعهدی، مبلغ هنگفتی پیشکش نماید. وی اندکی بعد به فکر تصاحب سلطنت افتاد و تا پایان عمر در صدد یافتن آن بود.

در ۱۲۳۹ در 11 سالگی به حکومت مازندران و استرآباد و غیره منصوب شد پس از پایان دوره حکمرانی اش در مازندران، به تهران احضار شد و پس از ورود به پایتخت با همدم الملوک (دختر امیر کبیر) که بعدها به همدم السلطنه ملقب گردید ازدواج کرد و پس از برگزاری مراسم عقد ازدواج به فرمانروایی فارس انتخاب شد
در 17 سالگی ۱۲۵۳ به اصفهان می رود و این مرتبه دوره حکمرانی او تا سال ۱۲۸۶ یعنی سی و پنج سال متوالی ادامه پیدا می کند. ( حکومت اصفهان و بخش‌های زیادی از جنوب و غرب ایران را برعهده داشت) از همان اوان شباب و عنفوان جوانی راه استفاده و یا به اصطلاح آن ایام، دخل و مداخل را خوب می دانست و به جمع آوری نقدینه و جواهر و املاک عشق و علاقه مفرطی داشت و روز به روز بر دامنه سلطه و چنگ اندازی بر املاک حومه   اصفهان می افزود هرچند که هیچ گاه به این آرزوی خویش نرسید.
ظل السلطان افزون بر بیست و یک هزار سرباز در اختیار داشت و اصرار می‌کرد تا وزارت جنگ به او واگذار شود. وقتی که خبر مظالم او به گوش ناصرالدین رسید، شاه قاجار درصدد سفر به اصفهان و بررسی اوضاع آنجا برآمد. در این هنگام ظل السلطان بیمناک به تهران آمد و به شاه و درباریان هدایای نفیس تقدیم نمود. با این همه، شاه پس از مدت کوتاهی، با صدور فرمانی، او را از سراسر قلمرو حکومتی غیر از اصفهان برکنار نمود. او در تمام دوران سلطنت مظفرالدین شاه نیز حاکم اصفهان بود و با مشروطه خواهان به شدت برخورد می‌کرد. از دیگر کارهای جنون آمیز او، تخریب آثار و ابنیه‌های با ارزش دوران صفوی در اصفهان بود تا شاه به این شهر توجهی نداشته باشد و او مطلق‌العنان آن دیار گردد.

ظل‌السلطان در همان جوانی سرسخت و نیرومند و مستبد و در کسب جاه و مال چیره‌دست و مهارت زیادی داشت، چنانچه از نقدینگی و جواهر و املاک و پیشکشی‌هایش به پدر تاجدارش نمونه‌های متعدد تاریخی می‌توان یافت و در ایام حکومت روز به روز بر این سلطه و اموال و املاک اضافه می‌کرد. پارک مسعودیه تهران، باغ نو، باغ حاجی آباد، باغ ابریشم، باغ اکبرآباد، شکارگاه و عمارت قمشلو و ابنیه قهدزیجان و کوجان اصفهان، میل وافر شاهزاده قاجار را به ملک و دارایی نشان می دهد. آنچه مسلم است این است که رعایت حال رعیت و رضایت فروشندگان املاک اهمیت چندانی برای او نداشت.

قحطی بزرگ سال ۱۲۴۹(71-1870م) فاجعه آمیزترین رویداد در تاریخ جدید ایران بود. در زمستان سال  در بخش‌های وسیعی از ایران خشکسال بود و زمستان سال بعد هم فقط در نواحی غرب و جنوب این سرزمین باران بارید. می‌گفتند که نقاطی از کشور در این دو سال یک قطره باران هم به خود ندید. از جمله مناطقی که از خشکسال آسیب سخت دید، خراسان، اصفهان، یزد و فارس بود. در بسیاری از نواحی، دیم کاری حاصلی نداد و محصول زراعت آبی هم در نتیجه کمبود شدید آبهای سطح و تحت الارضی بسیار اندک بود. حتی زاینده رود که معمولاً پر آب بود، خشک شد
مسلمان‌ها حتی به روی اجساد یهودیان ریختند. کالبدها را از قبر بیرون می‌آوردند تا بخورند، و عده ای تا آنجا پیش رفتند که به همین منظور به بچه دزدی پرداختند. در قم هیچ کس جرأت تنها راه رفتن در خیابان نمی‌کرد که مبادا به چنین سرنوشت هولناکی دچار شود. نقل شده است که یکی از خویشان مؤلّف « تاریخ قم» ناپدید شد، و تصور آن بود که چنین بلایی بر سرش آمده است. اراذلی که بیرون شهر قم در کمین بودند، زنهایی را که در پیِ قوتِ لایموت به شهر می‌آمدند به بهانه اینکه می‌خواهند به آن‌ها غذا بدهند، گول می‌زدند و به کناری می‌کشیدند تا آن‌ها را بکشند و بخورند

این قحطی از جهات متعدد تأثیر وخیمی بر اقتصاد داشت. بیش از همه، کشاورزی به سختی لطمه دید. در اصفهان اراضی مزروع در نتیجه خشک شدن رودخانه‌ها، خراب و بایر شد. شماری از زارعان خرده مالک، زمین خود را در عوض محصول به پای مالیات دادند. بعضی دیگر از کشاورزان صاحب زمین برای رهایی از بار مالیات حقوق ملکی خود را به اشخاص معتبر و بانفوذ منتقل کردند. در حوالی قم شماری از دهات ویران ماند و بی صاحب شد، زیرا که مالکان آنجا روستاها را رها کردند و رفتند

در اصفهان خبر رسید که مقدار زیادی غلّه از شیراز در راه است. این خبر موجب شد که دکان‌ها را باز کنند و قیمت‌ها به سرعت پایین آمد. امام جمعه، رییس روحانی شهر، و رحیم خان رئیس گمرک که دو نفر از معتبران شهر بودند، این وضع را غنیمت شمردند و نقشه ای ریختند. آن‌ها با اعلام در راه بودن غلّه از شیراز و وانمود کردن به مصرف و فروش همه موجودی غلّه خودشان، پنهانی و به وسیله واسطه های خود هر آنچه غلّه که یافتند و توانستند، خریدند و در این حال هم رحیم خان با استفاده از مقام و اختیار خود مانع ورود کاروان غلّه شیراز به شهر شد، و این دو بزرگوار، که اینک بازار را در اختیار و انحصار خود داشتند، قیمت نان را یکشنبه چهارصد درصد بالا بردند .  در اصفهان ( هر روز) چند صد نفر می‌مردند

اصفهان و مشهد که سخت‌تر از همه لطمه دیدند، دست کم یک سوم جمعیت خود را در مرگ و میر یا مهاجرت مردم از دست دادند

درباره رقم کلّ تلفات  در کشور روایات مختلف است.  این رقم را 1/5 میلیون ذکر کرده است. این عده برابر 20 تا 25 درصد جمعیت تخمینی 6 تا 7 میلیونی آن روز ایران است
(حالا اگر وقت کردی چندتا هم بکوب تو سرت بر نیاکانت)

مرگ ظل السلطان حاکم ظالم اصفهان

 مسعود میرزا در اواخر عمر مدتی را در اروپا گذراند تا این که پس از دچار شدن به اختلال حواس، در دهم تیر ماه ۱۲۹۷ ش در حدود هفتاد سالگی مرد

لشكر كشي به هرات در سال ۱۲۱۶ـ ۱۲۱۷  ، شورش آقا خان محلاتي داماد فتحعليشاه و رئيس فرقه اسماعيليه در سال ۱۲۱۸ ، اختلافات ايران و عثماني بر سر مسائل مرزي و قتل عام نه هزار تن ازشيعيان مقيم كربلا به دست والي بغداد در سال ۱۲۲۱ شورش سالار پسر عموي محمد شاه در خراسان در سال ۱۲۲۵ ، اوجگيري مذهب بابيه در سال ۱۲۲۳ از  وقايع مهم دوران محمد شاه قاجار است .

Coming soon

شاهزاده محسن میرزا یا محمد محسن میرزا ؛ پسر بزرگ و ارشد اولاد عبدالله میرزا متخلص به دارا ، پسر یازدهم فتحعلیشاه قاجار است که یکی از شاهزادگان فاضل این طایفه بوده و ریاست اصطبل خاصه مبارکه و امیرآخوری دربار ناصرالدین شاه را بر عهده داشته است.

ملک منصور میرزا پسر سی و ششم فتحعلیشاه و برادر کهتر ملک قاسم میرزا (مولف روزنامه حاضر) بوده و در سال ۱۱۹۰ متولد شده است . این شاهزاده غالب ایام نزد برادر مهتر خویش به سر می برد و در سال ۱۲۳۹ حاکم ارومیه نیز بوده است . سبیل های بلندی داشته و در آن زمان در داشتن چنین سبیل هایی در میان امثال و اقران خود کم نظیر بوده و غیر از شاهزادگی ، گویا هنر دیگری نداشته است .وی از هر صورت با ملک قاسم میرزا تفاوت بسیاری داشت.

شاهزاده بهمن میرزا پسر چهارم عباس میرزا نایب السلطنه و برادر اعیانی محمد شاه قاجار است که در سال ۱۱۸۹  متولد شد . وی از فضلای شاهزادگان قاجار است و صاحب کتابخانه ای معتبر بوده که پس از پناهندگی او به روسیه به تصرف ناصرالدین میرزا  درآمد. او در سال ۱۲۶۳ در شهر شوشی (پناه آباد)  در سن هفتاد و شش سالگی درگذشت .

شاهزاده یحیی میرزا پسر چهل و سوم فتحعلی‌شاه قاجار است که در سن هفت سالگی به سال ۱۲۰۲ با پیشکاری منوچهر خان گرجی خواجه، ایشیک آقاسی باشی (معتمد الدوله) به حکومت گیلان منصوب شد. یحیی میرزا تا سال ۱۲۱۹ حاکم گیلان بود و پس از یک دوره فترت در حکومت وی، مجدداً از طرف محمد شاه حاکم گیلان شد.

چهارسو: اصل اين كلمة چهارسوق ست كه از دو جزء «چهار» (عدد ترتيبي) فارسي و «سوق» عربي به مفهوم بازار تركيب شده است و در تلفظ محلي كلمة چهار سايش يافته و حرف «ق» از كلمة سوق نيز ساقط گشته و «چارسو» گفته مي‌شود و آن ميداني است كه چهاربازار، يعني محل كسب و كار و خريد و فروش به آن ميدان متّصل مي‌شود. اين ميادين معمولاً سقفي گنبدي دارد

چهارسوق شیرازیها: انتهای خیابان شاه
چهارسو كوچك: كه در پايين چهارسو شيرازي ها و در سمت مشرق آن قرار دارد، از چهارسوهاي قديمي به شمار مي‌آيد.در محلّة بيدآباد سه چهارسو به نام‌هاي عليقلي آقا، بيدآباد و درب شيخ وجود دارد كه چهارسوي بيدآباد در وسط و چهارسوهاي علي‌ قلي‌اقا و درب شيخ در طرفين آن قرار گرفته‌اند.

استاد مرتضی فرقانیان. مسجد سپه سالار تهران حدود ۱۳۴۱

مسجد آقا میرزا محمد باقر چهارسوقی خوانساری  , مسجد رحیم خان  مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، محله چهار سوق شیرازیها، تقاطع خیابان طالقانی و کاشانی واقع شده.در اين مسجد من آيه قران حفظ ميکردم و پول از آقا اونجا ميگرفتم  (هنوز حفظم) . روز جمعه و ميرفتم باپول سينما

 

10th
JAN

jPortal wordpress theme

Posted by M. 4Gani under Blog, WordPressi:

A Plain & Simple Free WordPress Theme

jPortal WordPress Theme has the special features for usage with the wpCarrers plugin.

It’s a clean and simple  one / three-column (left and right side bar) with customizable header image.

Note: The page’s content will be displayed in a one-column.

Fixed-width,  one columns and two dynamic sidebars, widget ready theme and with very well structured CSS file.

jPortal WordPress Theme

Download | Demo

30th
JUN

Aktuelle Angebote

Posted by M. 4Gani under Blog, Rooti:

Flohmarkt und Trödelmarkttermine

Aktuelle Angebote
Aldi Nord
Aldi Sued
Real Vorschau
Plus
Lidl
Penny Markt
Rewe
Links zu Baumärkten
Baumarkt
Hornbach
Praktiker
OBI
Toom
Hellweg
KODI
Multimedia-Seiten
Pro Markt
Saturn Hansa
Media Markt
Conrad Electronic,
Schiwi Electronic Handel
Westfalia-Shop,
ELV Elektronik,
Reichelt,
Pollin Electronic
Kelmo Electronic
Staples,
PEARL Agency,
Primus Avitos
Links zu Versandkatalogen
Ackermann
Baur
Neckermann
OTTO
Quelle
Klingel
Tchibo
http://www.pollin.de

19th
MAY

Highlights of Iran’s history

Posted by M. 4Gani under Blog, Rooti:

نگاهی به تاریخ ایران

  • Medes
  • Achämenidisches
  • Seleucids
  • Sassanians
  • Arabs
  • Seljuken und Mongolen
  • Timurids and Turkmen
  • Safavid
  • Afshari
  • Zand
  • Qajar
  • Pahlavi
  • Islamic Republic

 

 

Medes Vor-Achämenidisches (von 7,000 v. Chr.)

4,000-2,000 The First Cities Emerge in Mesopotamia: 4000-3000 BCE (Iraq)
Bronze Age settlements of Tappeh Sialk, Susa, Tappeh Gyian, Tappeh Hasanlu, and Teppeh Hessar.
دودمان یکم امپراتوری مصر
2750 (Babylon) Namensgebung für die wichtigsten Sternbilder des nördlichen Himmels.
دودمان دوم امپراتوری مصر
The Ancient Egyptians Build the Great Pyramid of Giza for Pharaoh Khufu: 2560 BCE (Egypt)
Babylonian King Hammurabi Issues the Code of Hammurabi, One of the Earliest Legal Codes: 1754 BCE (Iraq)
1,200 Zenith of Elamite Kingdom. Iron Age. Settlement of Chogha Zanbil in Khuzestan.
۱۲۷۹–۱۲۱۳ رامسس یکم , رامسس دوم
844 First mention of Iranians in Assyrian texts.
The Rise of Ancient Greek Civilization: 800-336 BCE  (Greece)
728-675 Deioces grosste Medisches Reich. شاهنشاهی ماد
753 BCE: Legendary date of founding of Rome
722 Founding of Hagmatana (modern Hamadan).

Achämenidisches Persien (700-330 v. Chr.)

700-675 Achaemenes. هخامنشی
675-640  Cyrus I is the grandfather of Cyrus the Great
648 Assyrer zerstören elamitisches Susa.  آشوری ها شوش را نابود می کنند
640-600 Cyrus I.(kourosh, kouros)
630-533 Zoroaster und Gründung der Zoroastrier.  زرتشت
612-606 Meder und Babylonier stürzen das Assyrische Reich.  مادها و بابلی ها امپراتوری آشور را سرنگون می کنند
Zerstöung von Nineveh.  تخریب نینوا
600-599 Cambyses I. (Kambiz)
599-530 Cyrus II, (kourosh, kouros the Great) der Grosse.
Start of Achämenid Empire کوروش بزرگ
he established a large empire stretching from the Mediterranean in the west to eastern Iran, and from the Black Sea in the north to Arabia.
He was killed in 530 BC during a campaign in the north-eastern part of his empire
فیثاغورس (۵۶۹–۵۰۰ پیش از میلاد)
530-522 Cambyses II.کمبوجیه دوم
Cambyses erobert Ägypten. تسخیر مصر
The Life of Confucius and Birth of Confucianism: 551-479 BCE (China)
522-486 Darius I, der Grosse. Steinrelief am Berg Bisotun. داریوش بزرگ
Wiedererstehen von Susa. Persepolis.
Darius erweitert das Reich vom Indus bis zum Nil und Donau. Grabkammer von Darius bei Naqsh-e Rustam.
Revival of Susa. Persepolis. Darius broadens the Empire from the Indus to the Nile and Danube.
Tomb of Darius at Naqsh-e Rustam.
سقراط
The Life of the Buddha and Birth of Buddhism: 563-400 BCE (India)
486-464 خشایارشا
464-425 Xerxes I Artaxerxes I. اردشیر یکم
افلاطون
420-404 Darius II. داریوش دوم مصر از خاک ایران جدا شد
Demokrit (ca. 470-400)
404-358 Artaxerxes II اردشیردوم
Aristoteles ارسطو (384-322 v.Chr.)
358-338 اردشیرسوم
مصر باز پس گرفته می‌شود
336-330 Darius III. داریوش سوم

Alexander the Great invades Iran, destroys the uncompleted Persepolis, and takes the Iranian Empire.

در شاهنامهٔ فردوسی داریوش سوم با نام «دارا» شناخته می‌شود
اسکندر پس از تسخیر تخت جمشید هفت سال بر ایران حکومت کرد

302-309 Hormazd II

Seleucids (Arsacids) and

Parthian’s Empire(312 v.Chr. – 224 n. Chr.) : سلوکیان و اشکانیان

312-281 Antiochos I Soter.
281-261 Antiochos II Theos.
261-246 Seleucid II Khallinikos
246-225 Antiochos Hierax Seleucus Soter.Unification of China under Emperor Qin Shi Huang, Who Begins Building The Great Wall:  221-206 BCE
225-223 ارشک
223-186 Antiochos III Megas.
187-175 Seleucus IV Philopator.
175-163 Antiochus IV Epiphanes.
163-162 Antiochos V Eupator.
161-138 Mithridates I gründet das Parther-Reich. مهرداد یکم
138-124 Phrates II.
124-123 Artabanus II.
123-87 Mithridates II. Höhepukt des Parther-Reiches. مهرداد دوم
87 v.-224 n. Untergang des Parther-Reiches und Aufstieg von Rom.
Julius Cäsar 100 v. Chr. +44 v. Chr  کلئوپاترا (۶۹ تا ۳۰ پیش از میلاد)
4 BCE: Birth of Jesus

Augustus 43 v. Chr. – 14n. Chr.
Tiberius 14-37 n. Chr.
Caligula 37-41

49 BCE: Julius Caesar and his army cross the Rubicon, starting Roman Civil War

Nero 54-68

Trajan 98 – 117
Hadrian 117 – 138
Marc Aurel 161 – 180
Diocletian 284 – 305

Constantinus 306 – 337

Sassanians (224-651)

224-240 Artaxerxes I اردشیر بابکان (Ardashir I Son of Papak)
He over throws the Parthians and founds the Sassaniian Empire, his capital Ctesiphon.
240-270 Shapur I شاپور یکم (Son of Ardashir I)
Er dringt in das Römische Reich ein (252-261), und nimmt Kaiser Valerian gefangen (260).
He invades Roman Empire and capturing the Emperor Valerian in 260.
270-271 Hormuzd I (Son of Shapur I) هرمز یکم
271-274
274-293
Bahram I.(Varhran I ) Son of ShapurI بهرام یکم
Bahram II.(Varhran II ) Son of Shapur I بهرام دوم
283 The Emperor Garus takes Cteisphon, cedes Armenia and north Mesopotamia to Rome.
293 Bahram III (Son of Bahram II) بهرام سوم
293 – 302 Narseh (Son of Shapur I) نرسه
302-309 Hormuzd II. Son of Shapur I. هرمز دوم
309-379 Shapur II. شاپور دوم
363 Shapur III defeats Julian the Apostate in battle, regaining Armenia and north Mesopotamia.
379 Friedensvertrag mit Rom.
379-383 Artaxerxes II. (Ardashir II) اردشیر دوم
(Brother, son or nephew of Shapur II)
383-388 Shapur III. (Son of Shapur II) شاپور سوم
388-399
399-420
420-438
Bahram IV.(Son of Shapur III) بهرام چهارم
Yazdegerd I. (Son of Varhran IV) یزدگرد یکم
Bahram V (Son of Yazdgard I) بهرام گور
438-457 Yazdegerd II. (Son of Bahram V) یزدگرد دوم
410
425
457-459
Alaric erobert Rome.
Weiße Hunnen Überfallen Khorasan.
Hormuzd III. هرمز سوم
459-484
484-488
488-497
Firuz. (Peroz) Son of Yazdgard II پیروز یکم
Balash. (Valkash) Brother of Peroz I بلاش
Kavadh قباد یکم
496-498 Zamasp Son of Peroz I جاماسپ
488-531
531-579
570
Kavad I
انوشیروان
Geburt des Propheten Mohammed.
Yemen unter persischer Kontrolle.
579-590 Hormuzd IV. Son of Khusro I. هرمز چهارم
590 Khosrow I (Khusro I) خسرو پرویز  خسرو و شیرین دومین منظومه از مجموعه‌ی پنج گنج نظامی
590-591 Varhran VI بهرام چوبین  ()
597
590-628
Vistahm Brother-in-law of Hormazd IV ویستهم
Khosrow II. Son of Khusro I
628 Kavad Shirö, a son of Khosrow II, was proclaimed king as Kavad II on the death of his father in the spring of 628 AD.
628-629 Ardashir III Son of Kavad II اردشیر سوم
629-631 Khusro III Nephew of Khusro II خسرو سوم
631-632 Hormazd V Grandson of Khusro IIخسرو چهارم
632 Tod des Propheten Mohammed.
629-631 Khusro III Nephew of Khusro II
632-651 Yazdegerd III, Grandson of Khusro
II. der letzte Sassanidische Herrscher.
Yazdegerd III, the last Sassaniian Monarch.
641 Die Araber besiegen Perser bei
Nahavand. Persien ist formal dem Arabischen Imperium einverleibt.

The Arabs defeat the Iranians at Nahavand. Iran is Formally annexed to the Arab empire.
651 Tod von Yazdegerd III, dessen Familie und Anhänger nach China geflohen sind. یزدگرد سوم
Death of Yazdegerd III, whose family and followers flee to China.

Arabs Frühislamische Zeit (661-750)

Ummayadisches Kalifat (Arabs – Umayyad Caliphate), riegiert von Damaskus
خلافت امویان یا بنی امیه (۴۱ – ۱۳۲ ه. ق. / ۶۶۲ – ۷۵۰ م)

634-644 Umar
661 Mordanschlag auf Imam Ali, von Kharijia Fanatikern, bei Kufa.
650-656 Uthman (Osman)
656-661 Ali کشته شدن به دست ابن ملجم مرادی
661-680 Mu’awiya I مُعاویه بن ابی سُفیان اوّلین خلیفهٔ امویان
680-683 Yazid I son of Mu’awiya I یزید پسر معاویه
یزید بن معاویه در اطراف دمشق به علت برخورد پاره‌سنگی که از منجنیقی پرتاب شده بود و به یک طرف صورت وی برخورد کرده بود مرگ وی را همراه داشت
حسين‎ امام born 625 in Medina – 680 in Kerbela (3te)
683-684 Mu’awiya II معاویه پسر یزید
684-685 Marwan I مَروان بن حکم
685-705

Abd-al-Malik

(عبدالملک بن مروان ۲۶-۸۶هجری (خونخوارترین خلیفه این خاندان
عبدالملک ، حجاج بن یوسف ثقفی را به مکه فرستاد، تا مکه را از دست عبدالله بن زبیر درآورد؛ سرانجام حجاج مکه را ویران کرده و عبدالله بن زبیر را کشت

705-715 Al-Walid I ولید پسر عبدالملک
715-717 Suleyman سلیمان پسر عبدالملک
717-720 Umar II عمر بن عبدالعزیز
720-724 Yazid II یزید بن عبدالملک
724-743 Hisham هشام بن عبدالملک
743-744 Al-Walid II ولید بن یزید
744 Yazid III, Ibrahim یزید بن ولید
744-750 Marwan II مروان بن محمد

مروان ثانی در جنگی که با سپاهیان ابومسلم خراسانی و بنی عباس کرد مغلوب شد و به مصر گریخت و در آنجا به دست یکی از طرفداران بنی عباس کشته شد و سر او را برای سفاح فرستادند.

Arabs – Abbasid Caliphate(750 – 821) خلافت عباسیان

750-754 Abu al-Abbas al-Saffah. سفاح (اولین خلیفهٔ عباسی)

امام صادق born. 695(?) in Medina – 765 in Medina / ermordet (6te)

امام هفتم، یکی از این سه فرزند امام صادق باشند:

بزرگ ترین فرزند امام صادق    اسماعیل
عبدالله افطح
امام موسی کاظم 

عده ای نیز معتقد بودند که اسماعیل واقعا از دنیا رفته، اما قبل از وفاتش، فرزند خود محمد بن اسماعیل را به جانشینی انتخاب نموده است! این گروه که در آن زمان، “مبارکیه” نام داشتند
برخی از اسماعیلیه نیز، محمد بن اسماعیل را امام هفتم در نظر گرفتند، اما با توجه به این که وصیت اسماعیل به امامت او با توجه به زنده بودن امام ششم ؛ معنایی نداشت، امامت او را بر طبق وصیتی از پدر  امام صادق  و نه سفارشی از جانب پدرش اسماعیل می دانستند

عبدالله افطح؛ فرزند بعدی امام صادق؛ که از اسماعیل کوچک تر و از امام کاظم  بزرگ تر بود، همان ذهنیتی که در میان شیعیان وجود داشت مبنی بر این که بعد از رحلت یک امام، فرزند بزرگ تر او، جانشین پدرش خواهد شد، در شکل گیری این جریان که به “فطحیه” نامیده می شد

اسماعیلیان گروهی از شیعیان هستند که به امامت اسماعیل، فرزند جعفر صادق، اعتقاد دارند. میان اینان سبعیه او را امام هفتم و غائب به حساب می‌آورند، اما مستعلیه و نزاریه امام ششم؛ در ادامه خط امامت، مستعلیه طیب بن منصور ابوالقاسم را امام بیست و یکم و غائب می‌دانند. خط امامت نزاریه نیز تا به امروز ادامه پیدا کرده‌است و امام زمان و چهل و نهم آن‌ها، کریم آقاخان است.
کریم آقاخان یا آقا خان چهارم، (زاده ۱۳ دسامبر ۱۹۳۶) امام زمان شیعیان اسماعیلی (شعبه نزاریه) است.
آقاخان از ثروتمندترین سرمایه داران مسلمان است. وی مالک دو جت شخصی، صدها اسب مسابقه‌ای، تعدادی مزرعه اصلاح نژاد، یک باشگاه اختصاصی قایق‌رانی بادبانی در جزیره ساردنی و یک ملک مجلل در نزدیکی پاریس است. او سرمایه زیادی را در نقاط فقیر و دورافتاده دنیا خرج کرده‌است که از تجارت کالاهای اساسی چون تور ماهی‌گیری، کبریت و کیسه پلاستیک گرفته تا پروژه‌های بزرگی همچون احداث یک سیستم نیروگاه برق‌آبی ۷۵۰ میلیون دلاری با همکاری چند شرکت نیروگاهی در اوگاندا را در بر می‌گیرد.

754-775 Al-Mansur, regiert von Baghdad aus. منصور (خلیفه)
775-785 Al-Mahdi مهدی (خلیفه)
785-786 Al-Hadi هادی (خلیفه)
786-809 Harun al-Rashid هارون الرشید در شهر ری به دنیا آمد و در چهل و پنج سالگی بر اثر بیماری در خراسان درگذشت

0770-0840 Mohanmmad Khwarizmi (born at Khwarizm, a town south of river Oxus in present Uzbekistan.)
founder of Algebra

 

 

809-813 Al-Amin امین (خلیفه)

وقتی هارون به خاطر بیماری در طوس وفات نمود، همهٔ قلمروی اسلامی بدون هیچ گونه خلاف، با امین بیعت کردند، اما مأمون در آن هنگام برای اجرای دستور پدرش یعنی دفع شورش در خراسان به سرمیبرد، و از حضور در مراسم بیعت با امین عذر طلبید
امین در اسارت کشته شد بدن امین در باغ مونسه دفن گردیده و سرش به همراه فتح نامه‌ای توسط قاصدی به نزد مأمون در مرو، فرستاده شد.

 

813-833 Al-Mamun مَأموُن پسر هارون‌الرشید

خلیفه عباسی مأمون علی بن موسی الرضا را به شهادت رساند  (born 811 in Medina(?) – 835 in Bagdad)
770(?) in Medina gest. 818 in Tus/ermordet علی بن موسی الرضا (8te)

Iranian intermezzo (821 – 1055)
امام محمد تقی born 811 in Medina(?) – 835 in Bagdad / Irak / ermordet (9te)
Samanid سلسلهٔ سامانیان Turkestan سلسله صفاریان

تاریخ طبری

حکومتهای کوتاه ایرانی

سلسله طاهریان

حوزه حکومت: خراسان، مرو
پایتخت: نیشابور
فرمان روایان: طاهر، طلحه پسر طاهر، عبدالله برادر طلحه، طاهر پسر عبدالله، محمد پسر طاهر،
در زمان طاهر در 881 حکومت طاهریان به دست یعقوب لیث صفاری منقرض گردید.
سلسله صفاریان
مدت: 22 سال 870 تا892 میلادی
حوزه حکومت: سیستان، هلمند، هرات، کرمان، فارس
پایتخت: زرنج
فرمان روایان: یعقوب لیث، عمرو لیث
سلسله علویان
مدت: 51 سال 872 تا 893 میلادی
حوزه حکومت: گرگان و طبرستان، ری
پایتخت: گرگان، ری
فرمان روایان: حسن بن زید، محمد ابن زید برادر حسن، حسن ابن علی، که از نصر سامانی شکست خورد و حکومت این سلسله پایان یافت.
سلسله سامانیان
مدت: 30 سال 874 تا 903 میلادی
حوزه حکومت: بلخ، سمرقند، فرغانه، هرات، بخارا، خراسان، سیستان
پایتخت: بخارا
فرمان روایان: اسماعیل، احمد، نصر دوم، نوح،
 (born 865 in Rey; – 925 ebenda) (أبو بکر محمد بن زکریا الرازی) Mohammad ibn Zakariya AL-RAZI alchemist  philosopher
0870-0950 Abu Nasr Mohammad Ibn al-Farakh born in a small village Wasij, near Farab in Turkistan

Mohammad ibn al-Hasan Khazin 0900-0971 born in Khorasan 
 0940-0997  Mohammad AL-BUZJANI mathematician and astronome
ابوریحان بیرونی  (953 – 1029)
IBN SINA
0953-1029 born in Afschana Al-Karaji 

Omar Khayyam 1048-1131 born in Nishabur 
1058-1128 Hamid Ghazali born in Khorasan, Iran
سلسله آل زیار
مدت: 115 سال 928 تا 1042 میلادی
حوزه حکومت: مازندران، اصفهان، همدان، حلوان
پایتخت: گنبد کاوس، ری
فرمان روایان: مرداویچ پسر زیار، وشمگیر برادر مرداویچ، بیستون پسر وشمگیر، قابوس برادر بیستون، منوچهر پسر قابوس، انوشیروان پسر منوچهر.
سلسله دیلمیان یا آل بویه
مدت: 123 سال 932 تا 1055 میلادی
حوزه حکومت: ری، گیلان، همدان، فارس، کرمان، خوزستان،
پایتخت: شیراز، ری
فرمان روایان: علی بویه دیلمی ملقب یه علی عماد الدوله، حسن بویه دیلمی ملقب به رکن الدوله، احمد بویه دیلمی ملقب به معز الدوله،
یکی از دروغ های مهم تاریخ، بزرگ نمودن قدرت خلیفه های بغداد است، در صورتیکه آنها قدرتی نداشتند، در تاریخ های دروغی برای کوچک شمردن ایرانیها به عباسیان اهمیت داستانی زیادی دادند. از زمان شاهنشاهی ساسانیان دیلمیان مرز داران مرز روم بودند، زیرا دیلمیان مردمی شجاع و در سرزمینی کوهستانی دیلمان زندگی می کردند، که این کوهستان ها شباهت به کوهستان های مرز روم داشت. در قلعه ها و پادگان های مرزی روم آثار دیلمی بسیار است، و در شهر های فعلی که در نزدیکی مرز سابق قرار داشتند، آثار چهره ای و گفتاری و مرامی دیلمی دیده می شود. این درست شباهت به کار سلسله هخامنشیان دارد، که از سواران ماد شرقی برای مرز داری و نگهداری بیابان های غرب و جنوب عراق سود می بردند، که شباهت به سرزمین آنها داشت، و به آنها پارت می گفتند، که پارتی زان های زمان جنگ دوم جهانی از نام آنهاست.
864-892 پدر او احمد، پدربزرگش اسد و نیای او سامان‌خدا بود.  نصر یکم سامانی   Nasr I
سامان‌خُدا (سامان‌خدات، سامان‌خداة)، نیای دودمان سامانیان بود که در آغاز امر آئین زرتشتی داشت و مسلمان شد.اصل وی از خراسان است، از خاندان ایرانی معروفی که نسبش به ساسانیان می‌رسد. نیای وی سامان در خدمت ابومسلم خراسانی بود و پس از سامان پسرش اسد جانشین او شد و در عهد خلافت هارون‌الرشید درگذشت. اسد چهار پسر داشت به نام‌های احمد و نوح و یحیی و الیاس. احمد به حکومت فرغانه رسید و نوح بر سمرقند و یحیی بر چاچ و اشروسنه و الیاس بر هرات امارت یافتند

سامانیان

مرکز این حکومت در خراسان و فرارود بود و در بزرگترین گستره خود، بر تمام افغانستان کنونی و بخش‌های بزرگی از کشورهای امروزی تاجیکستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و پاکستان فرمان راند.

او در روستایی به‌نام بَنُج رودک (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد.Rudakii.jpg
حسن عسکری یازدهمین امام born 846 in Medina(?) gest. 874 Samarra/Irak / ermordet

امام مهدی born. 869 in Samarra. wahrscheinlich eines natürlichen Todes 940 / 941 (12te)

 
892-907 Ismail
اسماعیل برادر نصر حاکم بخارا شد که بعد از مرگ نصر، زمامداری سلسله سامانیان را به دست گرفت و سمرقند را پایتخت خود برگزید.
حکومت سامانی توسط چهار برادر، نوح، احمد، یحیی و الیاس
907-914 Ahmad   احمد
914-942 Nasr II آل بویه ، (۳۲۰–۴۴۷ ق / ۹۳۲–۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان زیدی
942-954 Nuh I نوح
954-961 Abd al-Malik I
عبدالملک بن نوح، معروف به امیر رشید
961-976 Mansur I
منصور یکم سامانی (ابوصالح منصور بن نوح) معروف به امیر سدید
976-997 Nuh II (نوح بن منصور) معروف به امیر رضی

دقیقی، بزرگ‌ترین شاعر پایان دوران سامانی، و از وی خواست، حماسه ایران پیش از اسلام و آداب و رسوم باستانی را، که فقط در تصانیف قوّالان و قصه‌گویان باقی مانده بود، به رشته نظم درآورد. دقیقی، ضمن استفاده از شاهنامه ابومنصوری و مسعودی، حماسه‌سرایی خود را آغاز کرد، اما هنوز بیش از هزار بیت در شرح سلطنت گشتاسب و ظهور زرتشت نسروده بود که به نوشته شاهنامه «به دست یکی بنده بر کشته شد». فرمان نوح و کوشش دقیقی اما یکی از پایه‌های شکل گرفتن شاهنامه فردوسی در آینده را بنیاد

997-999 Mansur II منصور دوم سامانی
999 Abd al-Malik عبدالملک دوم سامانی (عبدالملک بن نوح) و ملقب به ابوالفوارس

در جلسه‌ای که بکتوزون (از سرداران صاحب عنوان دربار در زمان منصور بن نوح) در روز چهارشنبه دوازدهم صفر سال۳۸۹قمری که برای مشخص شدن تکلیف محمود غزنوی تشکیل داده بود، منصور دوم را بازداشت کردند و پس از گذشت یک هفته چشمانش را میل داغ نهادند و پس از آن او را به بخارا فرستادند و برادر خردسالش عبدالملک بن نوح را بر تخت امارت نشانده و با وی بیعت نمودند اما ۱۰ ماه بعد توسط قراخانیان دستگیر شد و حکومت سامانی با دستگیری او به پایان رسید.

ابوریحان بیرونی Abu Bekr ibn Muhammad ibn al-Husayn Al-Karaji (953 – 1029)

 

Ghaznavid (Khurasan) سلطنت غزنویان

Ghaznavidische Dynasty steigt im Osten auf, fordern die Samaniden heraus.
Ghaznavi dynasty rises in the east, challenging the Samanids.
962-1040 Aufstieg der Buvayhiden nahe Shiraz, regieren Kerman,
Khuzestan, Fars, Isfahan, Rey, Hamadan, und Baghdad (in verschiedenen Zweigen).
Rise of the Buvayhids near Shiraz, ruling Kerman, Khuzestan, Fars, Isfahan, Rey, Hamadan, and Baghdad (in several branches).

سلسله غزنویان
مدت: 224 سال 962 تا 1186
حوزه حکومت: خراسان، سیستان، افغانستان، کرمان، سرحدات، پنجاب، اصفهان، گیلان و مازندران، کردستان، همدان
پایتخت: غزنین
فرمان روایان: سبکتکین، سلطان محمود غزنوی، سلطان محمد، سلطان مسعود

ادامه تاریخ غزنویان فوق العاده در هم و برهم است که انباشته شده از دروغ های تاریخی است.

با سرنگونی سامانیان و روی‌کارآمدن ترکان وضع اسماعیلیان از آنچه بود بدتر شد. در کنار دیگر دگراندیشان اسماعیلیان نیز مورد آزار و کشتار سلطان محمود غزنوی قرار گرفتند. محمود در این کشتار با دستگاه خلیفه‌گری بغداد همدست بود.

بزرگ‌ترین کسی که در زمان غزنویان قربانی کشتار اسماعیلیه شد و به گفته بیهقی به تهمت قرمط‌گری گرفتار آمده بود حسنک وزیر بود که به دار آویخته شد.

861-872 Tahiridische Dynasty in Khorasan.
977- 997 سبکتگین
997- 998 Ismail I (اسماعیل)
998- 1030 Mahmud

سلطان محمود غزنوی
بزرگترین جنگ سلطان محمود جنگ سومنات است پرستشگاه سومَنات بزرگترین بتخانه هندوستان در شهر سومنات
بود. جنگ سومنات بیش از ۹۰ هزار نفر از هندیان به قتل رسیدند

اولین حمله محمود به هند شمالی در ۲۸ نوامبر ۱۰۰۱ آغاز گردید.
معروفترین شاعران دربار او عبارت بودند از:

عنصری
بلخی
، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی، زینتی،

منشوری سمرقندی، کسائی مروزی
رازی

انوری
940-1020 ابوالقاسم فردوسی
عطار 1130-1230
نظامی 1141-1209

مولوی 1207 –1273

1030-1040 Muhammad محمد

محمد به توطئه مادر و عمه سلطان مسعود در روزهای برگزاری جشن‌های شادی عید رمضان بازداشت شد و او را در دژی زندانی کردند. پس از چندی مسعود کسانی را فرستاد تا به چشمانش میل کشیده کورش کردند

1041- 048 Masoud I مسعود
جمله کارهایی که برای سلطان، باعث بدنامی شد، اقدام عجولانه وی در توقیف و اعدام خواجه حسن میکال نیشابوری معروف به حسنک وزیر بود.

مسعود به همراه همسرش دستگیر و در قلعه‌ای در شمال غربی هند زندانی شد و پس از یک ماه، کشته شد.
1048-1049 Muhammad (restored)
Maudud مودود
مودود در حالی که در صدد جنگ با سلجوقیان بود، به مرض قولنج درگذشت
1049-1051 Masoud II مسعود دوم
1051-1052 Ali ابوالحسن علی بن مسعود بن محمود غزنوی ملقب به بهاءالدوله سلطان غزنوی بود.
او عموی مسعود پسر مودود بود که به جای پدر به سلطنت رسیده‌بود،
1052- 1059 Abd al-Rashid Toghril Farokhzad فرخزاد
در زمان سلطنت فرخزاد بود که نخستین بار عبارت السلطان المعظم بر سکه‌های غزنوی دیده شده‌است.
1059-1099 Ibrahim ابراهیم در هرات چشم به جهان گشود. او نهمین و واپسین پسر سلطان مسعود غزنوی بود.
1099-1115 Masoud III مسعود سوم
مسعود در هندوستان اقداماتی نظامی انجام داده‌بود. وی راجهٔ قنوج را شکست‌داده و تا مرکز هندوستان هم پیشروی کرده‌بود.
1115-1116 Shirzad (شیرزاد)
1116-1117 Arslanshah (ارسلان‌شاه)
1117-1157 Bahramshah بهرام‌ شاه
Ghurid Empire Shansabani Dynasty (Afghanistan)


بهرام‌شاه پس از شکست در راه هندوستان درگذشت. سنایی غزنوی کتاب حدیقةالحقیقه خود و ابوالمعالی نصرالله منشی، کلیله و دمنه را به نام این پادشاه نوشتند. بهرام‌شاه هم‌چنین با مسعود سعد سلمان و حسن غزنوی مصاحبت داشت.

1157-1160 Khusrowshah (خسروشاه)
1160-1186 Khosrow Malik (خسروملک)
Ferdowsi, Dichter und Verfasser des Shahnameh. (ca. 950-1020)
ابوالقاسم فردوسی توسی Ferdowsi, poet of the Shahnameh.
The Shahnameh or The Epic of Kings is one of the definite classics of the world. It tells hero tales of ancient Persia.An important feature of this work is that during the period that Arabic language was known as the main language of science and literature, Ferdowsi used only Persian in his masterpiece. As Ferdowsi himself says “Persian language is revived by this work”.
Avicenna (Ibn Sina), Philosoph und Arzt.(980-1036)
Avicenna, philosopher and physician.Ibn Sina was born in 980 C.E. in the village of Afshana near Bukhara which today is located in the far south of Russia and died in 1037 in Hamadan 
His medical masterpiece was the Canon of Medicine. His other masterpiece, the Book of Healing, is a philosophical treatise dealing with the soul. Avicenna’s interpretation of Aristotle followed to some extent that of the Neoplatonists.
The book Canon and Therapy by the distinguished Persian philosopher and physician Ibn Sina, was thought in many
European schools of medicine till 18th Century.

Seldschuken (1040-1194) سلجوقیان 

خوارزمشاهیان غزهای ترکمان

سلجوقیان
مدت: 183 سال 1037 تا 1220 میلادی
حوزه حکومت: تمام سرزمین های ایران بزرگ
فرمان روایان: طغرل، الب ارسالان برادر زاده طغرل، جلال الدین ملک شاه پسر اسب ارسلان، ملک شاه، محمود، برکیارق، سلطان سنجر، محمد، ترکان خاتون،
در زمان سلجوقیان حسن صباح در ایران رهبری اسماعیلیان را به دست گرفت. مرکز تبلیغ و مقاومت خویش را به کوه‌ها و دژهای کوهستانی رساند و خودش در دژ افسانه‌ای الموت آشیان گرفت. پس از استوار شدن از مصر برید و جداگانه و مستقل به دعوت پرداخت. این روزگار دوران اوج اسماعیلیان بود. حسن صباح برای پیشبرد آرمان‌های اسماعیلی دست به یک رشته ترورها زد.
1038- 1063 Seljukische Türken üerfallen Persien unter Tughril Beg.
طغرل بیک (۴۵۵–۳۸۵ هجری قمری/۱۰۶۳–۹۹۳ میلادی) اولین سلطان و مؤسس سلسلهٔ سلجوقیان بود

Seljuk Turks invade Iran under Tughril Beg. طغرل
Omar Khayyam (1048-1131 A.D. in Nishapur, Persia)
1055

Tughril beendet Buvahidische Herrschaft.
او در فاصله سال‌های ۴۴۶–۴۳۲ ه‍. ق، با توسل بر لشکرکشی  مناطق وسیعی از سرزمین ایران شامل عراق عجم و جبال را به تصرف خویش درآورد و حکومت آل بویه را در این سرزمین پایان بخشید. در پی فتح ری و بازسازی آن، این شهر را پایتخت خویش قرار داد؛ اما پس از تسخیر اصفهان  شهر را به پایتختی خویش برگزید. او سپس با حمله به آذربایجان، آن سرزمین را تحت فرمان خویش درآورد و در ادامه با لشکرکشی به ارمنستان بیزانس و سرزمین‌های روم شرقی، قلمرو خویش را وسعت بخشید.

1063-1072 Alp Arsalan. الب ارسالان برادر زاده طغرل
قلمرو امپراتوری سلجوقی را با فتح گرجستان، ارمنستان و آناتولی گسترش داد
1072-1092 Malik Shah. Höhepunkt der Seljukischen Macht. پسر آلب ارسلان جلال‌الدوله ملکشاه
ملکشاه پادشاهی یکی از بزرگترین امپراتوری‌های تاریخ ایران را بر عهده داشت.
1090-1257 Ismailii Gesellschaft der Assassiner unter den ‘Herrscher des Berges’ terrorisieren den Norden Persiens vom Tal Alamut aus.
Ismailii Society of Assassins under the Master of Mountains terrorize northern Iran from the Valley of Alamut.


با مرگ ملکشاه مادر محمود، ترکان خاتون، خلیفه المقتدی را مجبور به خطبه خواندن به نام محمود کرد و به این ترتیب محمود در حالی که چهار سال و اندی بیش نداشت به پادشاهی برگزیده شد و پس از فرار برادرش برکیارق از اصفهان به ری محمود در اصفهان تاجگذاری کرد.

1092-1105
1105
Berk Yaruq    رکن‌الدین ابوالمظفر برکیارق (و نیز برکیاروق) پنجمین پادشاه دودمان سلجوقیان ایران بود.
Malik Shah II جلال‌الدین ملکشاه بن برکیارق
سلطان مسعود بن محمد ملکشاه قبل از مرگش سلطان ملکشاه را به ولیعهدی خودش انتخاب کرده بود
Abu-Rayhaan-e-Birooni (1099-1177 A.D)
Birooni was an Iranian mathematician, astronomer, historian, and geographer
1105-1118 Muhammad I غیاث الدنیا و الدین محمد
غیاث‌الدین محمد و تَپَر نیز شناخته می‌شود، فرزند سلطان سلجوقی، ملکشاه یکم بود. وی برادر برکیارق بود و بعد از مرگ برادرش به حکومت رسید.
1118-1157 سلطان سنجر
Sultan Sandschar. Ende der SeljukischenAhmad Sanjar- Sahand Ace.png
Herrschaft in Persien.معزالدین احمد سنجر

خوارزمشاهیان
مدت: 78 سال 1138 تا 1216 میلادی
حوزه حکومت: خیوه و بخارا و خوارزم
فرمان روایان: قطب الدین محمد، اتسز، ایل، ارسلان، تکش، سلطان محمد
اتابکان آذربایجان
مدت: 89 سال 1136 تا 1225 میلادی
حوزه حکومت: آذربایجان
فرمان روایان: ایلدگز، محمد جهان پهلوان پسر ایلدگز، قزل ارسلان برادر محمد
اتابکان آذربایجان مروج و مشوق ادبیات فارسی بوده، نظامی و خاقانی معاصر قزل ارسلان بودند.
اتابکان لرستان یا هزار اسبی
مدت: 191 سال 1148 تا 1339 میلادی
حوزه حکومت: لرستان
فرمان روایان: ابوطاهر محمد، یوسف شاه،
اتابکان فارس یا سلغریان
مدت: 140 سال 1148 تا 1287 میلادی
حوزه حکومت: فارس
امرا: سلغر، زنگی، سعد، ابوبکر پسر سعد
1146-1224 Attar, mystischer Poet aus Mantiq at-Tair.

عطارنیشابوری . مرگ عطار به هنگام حملهٔ مغول بود؛ وی در نزدیکی دروازه شهر به دست سربازان مغول کشته شد.

1207-1273 نظامی  Nizami, Poet der Makhzan al-Asrar.
King Suryavarman II of the Khmer Empire Builds Angkor Wat : 1150 CE (Cambodia)
شمس تبریزی  جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و رومی
Rumi, Poet der Masnavi, und Grossder der Molevi
Regeln der Tanzenden Derwische. حکیم نظامی
نظامی همه عمر خود را در گنجه در زهد و عزلت بسر برد و تنها در سفری کوتاه به دعوت سلطان قزل ارسلان به سی فرسنگی گنجه رفت
Mevlana Jalaluddin Rumi (born in 1207 Balkh, Persia)

Mongolische Ilchane (1206–1355)

1219-1227 Dschingis Khan erobert Persien.

سعدی     1210-1292 میلادی  580-670 خورشیدی

پس از مرگ حسن صباح جانشینانش راه نبرد با خاندان‌های ترک چیره بر ایران را پی گرفتند. تا این که با تازش مغول‌ها به ایران به ناچار با سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه در یک سنگر جا گرفتند و با مغولان به ستیز پرداختند؛ ولی سرانجام رهبر اسماعیلیان الموت در سال ۶۵۱ در برابر هلاکوخان گردن فروآورد و چندی پس از آن به دست مغول‌ها کشته‌شد. مغولان دژها را یکی پس از دیگر گشودند و کشتار بزرگی از اسماعیلیان کردند. از این پس اسماعیلیان مقاومت را در دژهای خویش در شام و لبنان پی‌گرفتند.

1256-1265 Hulagu Khan. هولاكو
1258 Mongolen plündern Baghdad. Ende des Abbasidischen Kalifats.
1260 Mongols erobern Aleppo, Hama, Damaskus.
1265-1284 Abaqa.  اباقاخان جانشین هلاکو خان و دومین پادشاه از سلسله ایلخانان ایران است
سلطان احمد تگودار پس از پدرش هولاکوخان و برادرش اباقا سومین پادشاه سلسله ایلخانان ایران بود
Marco Polo: 1271-1300 (Italy; Asia)
1284-1291 Arghun. ارغون خان چهارمین فرمانروای امپراتوری ایلخانی مغول در ایران بوده است. او پسر اباقا خان و برادر زاده سلطان احمد تگودار بود.
ارغون خان هنگام به پادشاهی رسیدن حکومت بغداد را به بایدو خان نوادهٔ هولاکو واگذاشت و حکومت روم را به برادر خود گیخاتو سپرد
همدان
Indien: Khilji Dynastie (1290-1320) Minarett Qutb Minar
1291-1295 Gaikhatu.  گیخاتو خان برادر ارغون خان و پنجمین شاه ایلخانان مغول در ایران بود.
1295 Baidu. بایدو خان  نوادهٔ هولاکو خان و ششمین شاه ایلخانان در ایران بود.
1295-1304 سلطان محمود غازان خان
Ghazan, Größter der Ilkhans, tritt zum
Moslemischen Glauben über.
Ghazan, greatest of the Ilkhans, a Muslim convert.
تبریز


پس از آن سلطان مسلمان شد و از پی او بسیاری از مغولان که در حدود ده هزار تن بودند، نیز مسلمان شدند. سلطان پس از گروش به اسلام، فرمان تخریب معابد بودا و آتشکده‌ها و کلیساها را صادر کرد. وی برای مسیحیان و یهودیان پوششی خاص وضع کرد تا از دیگران تشخیص داده‌شوند. به‌طور کلی در این زمان اقلیت‌های اسماعیلی، مزدکی، مانوی، زرتشتی و… که قدرت بسیار یافته‌بودند، از رونق افتادند.

1304-1316 Olijaitu.  سلطان محمد خدابنده – اولجایتو هشتمین سلطان از سلسله ایلخانان بود
تبریز
1317-1335 سلطان ابوسعید  پسر الجایتو بود
Abu Sa’id.

Zusammenbruch des Ilkhaniden Staates.
Abu Sa’id. Collapse of the Ilkhanid State.
Hafez,
Dichter aus Shiraz.(1315-1389)
Hafez, Shirazi poet.
Indien: Tughluk Dynastie 
1335-1357
1340
چوپانیان از خانواده مغول بودند که در قرن ۱۴ میلادی به شهرت رسیدند. در آغاز زیر نظر ایلخانیان حکومت می‌کردند ولی پس از سرنگونی آن‌ها، تقریباً همگی سرزمین‌های آنان را زیر کنترل درآوردند. چوپانیان آذربایجان را پایگاه قدرت خود قرار دادند؛
1350: The Renaissance begins in Florence (Italy)

آل‌جلایر،جلایریان، سلسلهٔ ایلکا یا ایلکانیان
ام قراقویونلوها نخستین بار در تاریخ در دوره قبل از سلسله صفویه مطرح گردیده‌است. قراقویونلوها که ترکمان بودند ابتدا تحت فرمان سلسله مغولی جلایری‌ها در تبریز و بغداد بودند. اما در سال ۱۳۷۵ (میلادی) قرا یوسف رهبر قراقویونلوها در پی شورشی علیه جلایری‌ها استقلال خود را از جلایری‌ها اعلام کرد و کنترل آذربایجان، موصل و بغداد را به دست گرفت. تیموریان در حوالی ۱۴۰۰ قرا یوسف را شکست داده و قرایوسف به مصر متواری شد. وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر، مملوکها، دوباره کنترل تبریز را بدست آورد. دولت قراقویونلو در بخش مهمی از سرزمین ایران شامل خوزستان، کرمان، فارس و هرات حضور داشت واپسین فرمانروای قره‌قویونلو جهانشاه قراقویونلو نام داشت که اوزون حسن از دودمان آق‌قویونلو او را شکست داد و وی را به همراه پسرش کشت.

Timurids and Turkmen (1380-1500) تیموریان یا گورکانیان

1370-1405 Timur Lenk تیمور لنگ (۷۷۱ – ۸۰۷ ه‍. ق)
سمرقند، هرات

Indiean: Sayyid Dynastie (1414-1451)The Black Death (Bubonic Plague) Devastates Europe, Killing One-Third of the Population1347-1348 (Europe)
1380-1405 Timur erobert Persien.
Amtsenthebung der Nestorianischen Kirche.
Suspension of the Nestorian Church.

در ۷۹۰ ه‍.ق. / ۲۷ اوت ۱۳۸۷ میلادی تیمور گورکان اصفهان را فتح کرد. مورخان نوشته‌اند که هفتاد هزار نفر از مردم کشته شدند و از سرهای آن‌ها
مناره‌های زیادی ساخت.

1397 Timur fällt in Indien ein.
1405- 1408 Tod von Timur. Amtsantritt von Shahrokh. Anarchie in Persien.
Death of Timur. Accession of Shahrokh. Anarchy in Iran.
Miranshah (Western Persia)
1409-1411 Khalil (Western Persia) خلیل سلطان (۸۰۷ – ۸۱۲ ه‍. ق)
1409-1447 Shah Rokh Shah شاهرخ میرزا  نام چهارمین پسر تیمور گورکانی
1411-1492 Jami, Dichter des Haft Awrang. (poet of the Haft Awrang.)
1447-1452 Ulugh Beg. میرزا محمد طارق بن شاهرخ یا میرزا محمد تَراغای بن شاهرخ مشهور به‌نام اُلُغ‌بیگ
1452-1466 Abu Sa’id der Timuride. سلطان ابوسعید (۸۵۵ – ۸۷۳ ه‍. ق)
Johannes Gutenberg Invents a Printing Press (1440)
1438-1506 Umsturz der Timuriden.

سلطان حسین بایقرا  ۱۵۰۶  پسر امیر منصور پسر بایقرا پسر عمر شیخ پسر تیمور گورکانی معروف به «خاقان منصور» و معزالسلطنه و ابوالغازی آخرین سلطان بزرگ از امرای تیموری
سلطان حسین بایقرا  در شهر مرو به پادشاهی نشست و ۱۴۵۹ میلادی استرآباد را فتح کرد و در سال ۸۷۳ ه‍. ق. /۱۴۶۹ میلادی هرات را تسخیر نمود و در ۸۷۴ با میرزا یادگار محمد جنگید و در اواخر با میرزا سلطان محمود جنگید ؛ و در سال ۹۱۱ ه‍. ق/۱۵۰۶ م درگذشت

Safavid (1502-1736) صفویان

1487–1524 Ismail I. wechsel Persiens zumFile:شاه طهماسب یکم.jpg
Shiitischen Islam. شاه اسماعیل یکم
Ismail I. Conversion of Iran to Shiite Islam.
سلطنت شاه اسماعیل صفوی، موسس سلسله صفویه پسر شیخ حیدر
بازار دور ,مدرسه هارونیه و بقعه امامزاده هارون در اصفهان
اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی
Christopher Columbus (1492)
1504: Leonardo da Vinci paints the Mona Lisa

1524–1576 Tahmasb I. شاه طهماسب یکم (زاده ۳ اسفند ۸۹۲ خورشیدی)

Nikolaus Kopernikus (1473-1545) (That Is, the Earth Revolves Around the Sun, and Not the Other Way Around)

Mughal Emperor of India
Muhammad Babur (1526-1530)  ظهير الدين محمد بابر  بنیانگذار امپراتوری گورکانی هند

Muhammad Humayun I(1530-1540)  همایون
دوران تصرف افغان‌ها 1540-1555
Muhammad Humayun II(1555-1556)  س از ۱۵ سال تبعید در ایران و با کمک شاه تهماسب صفوی تاج و تختش را پس گرفت.
Jalaluddin Muhammad Akbar (1542–1605)  اکبر شاه


الیزابت یکم  (زادهٔ ۷ سپتامبر۱۵۳۳ – درگذشتهٔ ۲۴ مارس ۱۶۰۳) از ۱۷ نوامبر ۱۵۵۸ تا زمان مرگش ملکهٔ انگلستان و ایرلند بود.

1576-1577 Ismail II. شاه اسماعیل دوم

اسماعیل دوم که 25 سال در زندان پدر بود
وی ۱۱ نفر از برادرانش و فرزندانش را کشت و ۵ تن از عموها و برادرزادگان هلاک کرد
اکبرشاه امپراتور هند

1587–1629

شاه عباس یکم (زادهٔ ۱ رمضان ۹۷۸ ه‍.ق – درگذشتهٔ ۱ جمادی‌الاول ۱۰۳۸ق / ۲۷ ژانویه ۱۵۷۱ – ۱۹ ژانویه ۱۶۲۹م)، معروف به شاه عباس کبیر، پنجمین شاهنشاه ایران از دودمان صفوی و نامدارترین فرمانروای این سلسله بود

فرزند تقریباً نابینای شاه تهماسب بود  شاه محمد خدابنده

Abbas I. Höhepunkt der Safavidischen Macht. شاه عباس بزرگ   وی سه پسر داشت، یکی را کشت و دو دیگری را نابینا کرد
1598, Abbas moved the Safavid capital to Isfahan from Qazwin.
Abbas I. Capital transferred to Isfahan. Zenith of Safavid power.
Galileo Galilei (1564-1642)
Johannes Kepler (1571-1630)

شیخ بهایی , مُلاصَدرا

Isfahan is the capital of Persia during the reign of Abbas I (since 1598).
Engraving. XVII century

1595  ميدان نقش جهان
William Shakespeare Writes Hamlet: 1599-1601 (UK)

1629-1642 Safi I. شاه صفی دومشاه سلیمان

Indian: Shah Jahan (1627–1605)  جهانگیرشاه

پسر شاه صفی که در سن ده سالگی به سلطنت رسید
حسین خوانساری، علامه مجلسی، جمال الدین محمد خوانساری، ملا محسن فیض کاشانی

1642–1666 Abbas II. شاه عباس دوم
هفتمین شاهنشاه ایران از دودمان صفوی بود. او فرزند صفی یکم بود و ۲۴ سال حکومت کرد. عباس دوم قدرتمندترین پادشاه صفوی بعد از جد خود عباس یکم بود و شباهت بسیاری به او داشت

Indien: Shah Shuja (1657–1658)  شاه جهان  
تحت فرمان شاه جهان معماری هندی-ایرانی به اوج شکوفایی رسید و بناهای مهمی چون تاج محل، مسجد جامع دهلی، قلعه سرخ، آرامگاه جهانگیر و باغ شالیمار در لاهور ساخته شد.
Taj Mahal: 1632-1653 (India)
1666-1694 Suleiman I. شاه سلیمان

پسر شاه عباس دوم که جوانی بی کفایت و خونخوار و ضعیف العـقـل و هرزه و عیاش بود
بعلت بیماری نقرس و یا شرب زیاد در اصفهان درگذشت

Leibniz (1646-1716)
Indien: Aurangzeb Alamgir (1658–1707)   اورنگ‌زیب

1694–1722 Hossein. شاه سلطان حسین

پسر شاه سلیمان، وی نیز مردی بی کفایت و اوهام پرست و ضعیف اراده بود   
شمار همسران دائم شاه حسین را حدود ۱۰۰۰ نفر از بلاد و اقوام مختلف کشور به دستور اشرف افغان در ۱۱۳۹گردن او در زندان زده شد. بدن او در قم و سر او در همدان دفن شده است
Newton (1643-1727)
محمدباقر مجلسی

محمد اعظم شاه (۲۸ ژوئن ۱۶۵۳ – ۸ ژوئن ۱۷۰۷) پادشاه امپراتوری گورکانیان هند

1722 Safavid
Afghanen erobern Isfahan.  اصفهان دچار قحطی شد
Afghans capture Isfahan.
1722-1732 Tahmasb II. شاه تهماسب دوم

پسر شاه سلطان حسین، که دست نشانده نادر قلی بود

1724 Mahmud erobert Shiraz. Massaker an den Safavidischen Princen. محمود افغان
Mahmud takes Shiraz. Massacre of Safavid princes.
1732-1736 Abbas III. Sturz der Safaviden. شاه عباس سوم

کودک هشت ماهه طهماسب، آخرین پادشاه اسمی صفویه که نادر به نام او حکومت می کرد.

Das moderne Persien zum heutigen Iran (1729 – 1979)

حکومت افشاریه
مدت: 61 سال 1736 تا 1794 میلادی
حوزه حکومت: ایران، قفقاز، ترکمنستان، افغانستان
پایتخت: مشهد
پادشاهان: نادر شاه، عادل شاه، شاهرخ
1736-1747 Afshari Nadir Shah Afshar نادر شاه
Afsharidische Dynasty von Nader Quli begröndet.

In 1738-39 Nadir invaded Mughal India. He was brilliantly successful, taking and sacking Delhi and Lahore and carrying off vast treasure, including the Koh-i-noor diamond and the Peacock Throne.محمد شاه گورکانی (۱۷۰۲–۱۷۴۸ میلادی) از پادشاهان دوره مغول صغیر در امپراتوری گورکانیان هند بود. او درهفده سالگی بر تخت نشست و بین ۱۷۱۹ تا ۱۷۴۸ میلادی فرمانروایی کرد.
احمد شاه بهادر (۲۳ دسامبر ۱۷۲۵ – ۱ ژانویه ۱۷۷۵) پسر محمد شاه گورکانی و امپراتور گورکانیان هند بود
1748-1750 Adil. Shahrokh der Afsharide. عادل شاه
1747-1748 شاهرخ
1750-1779 Zand Karim Khan begründet Zand Dynasty.
Karim Khan founds Zand dynasty.
1765James Watt invents a steam engine

حکومت زندیه
مدت: 29 سال 1750 تا 1779 میلادی
1779-1785 Ali Murad.
The American Revolution: 1775-1783 (US)
1785-1789 Ja’far.Lutf
Ampére (1775-1836)

1789-1794
Ali Khan.
Ohm (1789-1849) The French Revolution: 1789-1799 (France)
1795-1797 Mohammed Qajar stürzt die Zand
Dynasty und begründet die Qajaren Dynasty.
founder of the Qajar dynasty. He was emasculated by family enemies at the age of five.
Faraday (1791-1867)
1797-1834 Fath Ali Shah.
nephew of Aga Muhammad Shah.
The Napoleonic Wars: 1799-1815 (France, Europe)
Telegraph Revolutionizes Communication: 1832-1840
1834-1848 Mohammed Shah.
Fotographie (1837)

Revolution in Frankreich (1848)
Maxwell (1831-1879)
1848-1896 Naser ad-Din Shah.
He traveled extensively in Europe and brought back many Western ideas, some of which he applied to the reorganization of the government.
The Invention of Radio: 1879-1901
Heinrich Hertz (1857-1894)
The Discovery of X-Rays: 1895

Film(1895)
Erfindung des Automobile (1895)
امپراتوری هند واژه‌ای بود که توسط پادشاهی بریتانیا در زمان راج بریتانیا از ۱۸۷۶ تا ۱۹۴۸ به شبه‌قاره هند گفته می‌شد. پس از جنبش استقلال‌طلبی هند موفق به کسب استقلال هند از بریتانیا شد، در دورهٔ انتقالی نیز پادشاه بریتانیا پادشاه قلمروهای مستقل هند و پاکستان باقی ماند.
1896-1907 Muzaffar ad-Din Shah son of Nasir ad-Din.
A weak ruler, he borrowed money from Russia and failed to oppose the encroachments of Russia and Great Britain on Persian sovereignty.
He died soon after signing the long-awaited liberal constitution. He was succeeded by Muhammad Ali.
1905:Einstein shows the equivalence of energy and matter (E = mc2) 
1906
1909-1923
Mohammed Ali Shah.
Sultan Ahmad, The last Qajar monarch was a venal and weak king
Einsteins spezielle/allgemeine und Relativitätstheorie 1905-1915
World War I: 1914-1918 (Europe, Asia, Africa)

قحطی فراگیر

سرهنگ ام. اچ داناهو، افسر اطلاعاتی ارتش بریتانیا که به عنوان خبرنگار ویژه دیلی کرونیکل در ۵ آوریل ۱۹۱۸ وارد ایران شد در کتابش “ماموریت به پرشیا” می‌نویسد که درباره وخامت اوضاع اقتصادی و کمبود غذا در این کشور زیاد شنیده بوده اما پس از عبور از مرز با عمق فاجعه روبرو شده است:

“اجساد مردان و زنان در معابر عمومی افتاده بود؛ پشته‌های چروکیده و تلنبار شده بشریتی فلک‌زده، در میان انگشتان خشکیده آنها هنوز دسته‌ای علف که از خاک بیرون کشیده بودند دیده می‌شد یا ریشه‌هایی که از مزارع کنده بودند تا شکنجه مرگ از گرسنگی را سبک‌تر کنند.”

در مواقع دیگر پیکری زار و نحیف که اندک شباهتی به انسان داشت، چهار دست و پا به جلوی ماشین‌هایی که می‌گذشتند می‌خزید و بجای حرف با علامت برای تکه‌ای نان التماس می‌کرد. برای رد کردن چنین درخواستی واقعا دل سنگ لازم است.”

1925-1941 Reza Khan als Reza Shah Begründer der Pahlevi Dynasty.
Premier Minister von Ahmad Shah.
proclamation of Reza Khan as Reza Shah prime minister of Mohammed Ali Shah, founder of the Pahlavi dynasty.
Under his rule the Trans-Iranian RR was built, the Univ. of Tehran was established, and industrialization was stepped-up.
Hubble 1929
Niels Bohr (Nobelpreis 1922)

1941-1979 Mohammed Reza Shah son of Reza Shah Pahlevi.
Otto Hahn (Nobelpreis 1944)
Max Planck
Max Born (Nobelpreis 1954)
1979 – Persien Islamic Republic
1979 Religiöser Aufruhr geführt von Ayatollah Khomeini, protestiert gegen die sogenannte ‘Weiße Revolution’.
Islamic Republic under Constitution of 1979, with Ayatollah Musavi Khomeini

Literatur :
Zwischen Persepolis und Firuzabad
Gräber, Paläste und Felsenreliefs im alten Persien
Persische Mythen
Die alten Persischen Mythen
Geschichte von Zoroaster

 

 

See more website here...

  • Advertise Here
  • Advertise Here
  • Advertise Here